همزيستي و همكاري با رژيم صهيونيستي در يك پروژه امنيتي از سال 1996 در شرم الشيخ آغاز شد تا تحت عنوان مبارزه با تروريسم، جريان هاي دست آموز صهيونيست ها قوام يابد و مقاومت فلسطين در مسير تنگناهاي نيابتي از سوي كشورهاي عربي قرار گيرد و آسودگي خاطر امنيتي رژيم صهيونيستي براي استحاله آرمان و حقوق فلسطين مهيا گردد و جبهه سازش در فرآيند گام هاي عملي و مطلوب غرب و صهيونيسم شكل گيرند. جنگ غزه و 22 روز جنايت جنگي بخشي از اين سناريو بود تا هدف بزرگتري نيز در نابودي مقاومت حاصل شود ولي نتايج وارونه اين جنگ، روند پيش بيني شده را دشوار كرد. جلوگيري از ثبت موفقيت هاي تكميلي، تيم شرم الشيخ را واداشت تا در پوشش مذاكرات آشتي و همگرايي گروه هاي فلسطيني و مشروط كردن رفع محاصره و زمينه سازي بازسازي ويرانه هاي غزه به نتايج اين مذاكرات وارد يك تلاش جديد شود.

اين كار از اين جهت كه ابتكار عمل در دست مقاومت و حاميان آن قرار نگيرد ضروري بود و ابزار و شاخص پيوستگي جغرافيايي غزه و مصر، اين امكان را الزامي كرد و مصر نيز بيش از ديگر اعضاي تيم شرم الشيخ نيازمند نقش محوري و احياي آن در مسئله فلسطين بود.بازگشايي گذرگاه رفح و پايان محاصره غزه و بازسازي ويرانه ها، شرط آغاز مذاكرات آشتي ملي قرار گرفت و رژيم صهيونيستي نيز بازگشايي رفح و پايان محاصره را به آزادي شاليط منوط كرد. شرايط برتر مقاومت موجب شد تا حماس با اميد به كسب نتايج نسبي و مطلوب وارد مذاكرات شود. 6كميته مذاكراتي براي حكومت، چگونگي اجراي انتخابات پارلماني و رياستي، دستگاه هاي امنيتي، چگونگي ورود حماس و جهاد به ساف و كميته آشتي ملي و رفع اختلافات 5 دور در قاهره مذاكره كرده و توافقاتي نيز در تمامي كميته ها به دست آمده كه از 18 عنوان بررسي شده، سه عنوان اصلي مربوط به برنامه حكومتي، ماهيت كاركردي دستگاه هاي امنيتي و مرجعيت موقت و ناظر بر مسائل فلسطيني (تا شكل گيري جديد ساف) در كنار مسئله زندانيان سياسي حماس در كرانه باختري هنوز در نشست هاي قاهره به پاسخ نرسيده اند. سفر عمر سليمان به آمريكا و رايزني با مقامات حكومت اوباما نشان داد كه هر گونه توافق و آشتي ملي فلسطيني در گروي ديدگاه و وتوي آمريكايي است و شرايط انحصاري اعلام شده حاكي است تنها در صورتي كه حماس خواسته هاي كميته چهارجانبه را بپذيرد و اسرائيل را به رسميت شناخته و توافقات ساف و رژيم صهيونيستي را تأييد نمايد، عضويت قابل قبول در حكومت وحدت ملي را از ديدگاه آمريكا پيدا خواهد كرد.

لذا ملاحظه مي شود كه مهمترين اختلاف حماس و فتح در دو دور مذاكرات اخير در قاهره مربوط به رويكرد و برنامه حكومت آشتي ملي است كه حماس با صراحت از زبان هنيه و دكتر زهار با آن مخالفت كرده و راه حل را در مضمون توافق مكه مي داند.

از آنجا كه تركيب افراطي حكومت ائتلافي نتانياهو در اسرائيل نيز، اهميت و اولويتي به مذاكره با فلسطيني ها نداده و نابودي حماس فصل مشترك ليكود و حزب ليبرمن (اسرائيل خانه ما) مي باشد و حكومت اوباما امكان فشار موثر به حكومت اسرائيلي ندارد، حاصل تمامي تلاش ها در مذاكرات قاهره منوط به وتوي آمريكايي است كه بايد نگاه اسرائيلي را مراعات نمايد. بن بست فوق به مفهوم تمايل به استمرار محاصره غزه، احتمال جدي جنگ جديد با حماس و موانع جدي در بازسازي ويرانه هاي غزه و ادامه شكاف در بين گروه هاي فلسطيني است.

راه حل حداقلي در مذاكرات آشتي فلسطيني، پرهيز از اثرگذاري آمريكا در فرآيند گفت وگوها و پذيرش توافق مكه و جلوگيري از اثرگذاري خارجي در فرآيند و آرمان هاي فلسطيني و تكيه بر عوامل قدرت و پايداري و حقوق فلسطيني است. نشست بعدي قاهره كه چندين هفته ديگر خواهد بود محكي براي ادعاي انحصاري حمايت از فلسطين از سوي كشورهاي عربي هم پيمان آمريكا و پايه اي براي روندها و تحولات بعدي در فلسطين خواهد بود.

منبع:هفته‌نامه صبح صادق