فهمي هويدي:تلاش و نشاط احمدي نژاد بي نظير است
فهمي هويدي (نويسنده سرشناس و انديشمند مسلمان مصري) چندي پيش سفري به ايران داشت و در اين سفر از نزديك با رياست محترم جمهوري ديدار كرد و مصاحبه اي با ايشان انجام داد. وي گزارش ديدار و مصاحبه خود با احمدي نژاد را در پايگاه رسمي حزب كار مصر منتشر كرده است. آنچه در پي مي آيد ترجمه و خلاصه آنست.
درباره شخصيتي كه ناگهان از نقطه اي نامعلوم به صحنه آمد و مردم كشورش را شگفت زده و خارجيها را خشمگين كرد ، بسيار شنيده ايم. اما براي من فرصتي دست داد كه مستقيما او را ببينم و از خودش بشنوم :
1 - دكتر احمدي نژاد آماده مي شد كه به استان آذربايجان غربي سفر كند تا مشكلات مردم آن منطقه را پيگيري كند و از روند اجراي پروژه هايي كه در سفر پيش تصويب شده بود آگاه شود. او تنها نبود بلكه مانند هميشه در چنين سفرهايي اعضاي كابينه اش را همراه خود مي برد تا هر وزير كارهاي مربوط به وزارتخانه خود را انجام دهد. خبر اين سفر براي مردم غيرمنتظره نبود زيرا احمدي نژاد از آغاز رياست جمهوري اش تاكنون تقريبا هر دو هفته يك سفر استاني دارد. وي معمولا 3 الي 5 روز را در استان مورد نظر مي ماند تا مشكلات مردم را برطرف كند. سفر به اروميه و آذربايجان غربي ، پنجاه و چهارمين سفر او به حساب مي آمد. كساني كه او را مي شناسند مي گويند اين مرد 55 ساله اطرافيان خود را از پا درآورده زيرا روزانه بين 17 الي 20 ساعت كار مي كند و بطور شبانه روزي عملكرد وزيرانش را زير نظر مي گيرد. وي از آغاز رياست جمهوري اش سه موضوع را پيگيري كرده است :
نخست: كنار گذاشتن مظاهر اشرافيگري و تجملات در نهاد رياست جمهوري از طريق به فروش گذاشتن فرش ، اثاثيه و پرده هاي گرانقيمت ساختمان رياست جمهوري.
دوم: ارتباط نزديك با مردم و حضور هميشگي در ميان مردم.
سوم : نهاد رياست جمهوري را به گونه اي به فعاليت شبانه روزي واداشته كه مي توان آن را به كندوي زنبور عسل تشبيه كرد.
تلاش و نشاط بي نظير احمدي نژاد بگونه ايست كه هركس پس از او در اين منصب قرار گيرد قطعا در تنگنا قرار خواهد گرفت زيرا معلوم نيست بتواند مانند او فعاليت كند. احمدي نژاد با سفرهاي استاني كه هر ماه انجام مي شود سنتي را پايه گذاري كرده كه بعيد است شخص ديگري بتواند به آن پايبند بماند. همچنين رعايت اين مقدار از ساده زيستي براي روساي جمهور بعدي دشوار خواهد بود. وي حتي پس از پيروزي در انتخابات رياست جمهوري نيز همان ظاهر ساده خود را حفظ كرده و با همسر و سه فرزند خود در خانه اي كوچك در محله نارمك در شرق تهران زندگي مي كند. وي قبلا وقتي در دانشگاه علم و صنعت ، استاد برنامه ريزي شهري بود نيز در همان خانه زندگي مي كرد. اما سرانجام تحت فشار وزارت اطلاعات و بخاطر ملاحظات امنيتي مجبور شد در ويلايي كوچك در همان محله اقامت كند.
او هنوز هم مانند گذشته عادت دارد ناهارش را كه دستپخت همسر اوست هر صبح از خانه به دفتر كار خود مي آورد و ماشين پژو مشكي رنگ خود را كه در سال 2000 خريده سوار مي شود. تنها تغييري كه در رفت و آمدش ديده مي شود ايناست كه با بي ميلي قبول كرده كه دو محافظ او را همراهي كنند. گاهي هم خودش رانندگي مي كند تا به برخي از مسوليتهاي اجتماعي بپردازد. حتي يكبار از پايتخت ناپديد شد و وقتي كه پيگيري كردند معلوم شد همراه خانواده براي تسليت گفتن به يك دوست كه عزيزي را از دست داده بود ، رفته است. خانه اين دوست در 200 كيلومتري تهران بود.
2. از او درباره روابط ايران با جهان عرب پرسيدم. لحظه اي درنگ كرد و با لبخند گفت :”ايران روابط خوبي با ملتهاي عربي دارد اما براي روابط گرم با دولتهاي عربي مشكلاتي داريم. مشكل ما با دولتهاي عرب در دخالتهاي آمريكا براي اختلاف افكني بين ايران و برخي دولتهاي عربي خلاصه مي شود. از اين رو روابط اقتصادي ما با برخي از دولتهاي عربي بسيار بهتر از روابط سياسي ما با آنهاست. با اينحال حال ما تلاش مي كنيم با همه به تفاهم دست پيدا كنيم و به عنوان مثال در چند سال گذشته پنج ديدار با پادشاه عربستان داشته ايم.”
گفتم : اما در بگو مگوهايي كه چندي پيش بين ايران و بحرين پيش آمد و از تهران آغاز شده بود ، آمريكاييها چه دخالتي داشتند؟!
با لبخند گفت : “آنچه درباره بحرين اظهار شده بود نظر شخصي يك نفر بود و نظر رسمي دولت نبود و ما نمي توانيم افراد را بخاطر اظهارنظر شخصي مجازات كنيم. البته برخي از اين موضوع سوء استفاده كردند و آن را به يك هياهو تبديل كردند ولي ما با دولت بحرين تماس گرفتيم و آنها هم توضيحات ما را پذيرفتند و بعد وزير كشور بحرين به ايران آمد و وزير كشور ما هم به كشور آنها رفت و اين اواخر هم رئيس مجلسشان براي شركت در كنفرانس حمايت از فلسطين به تهران آمد و سوء تفاهمها كاملا برطرف شد.”
گفتم : نظر شما درباره تحركات جديدي كه در سوريه براي مذاكره با اسرائيل انجام شده و نيز سفر هياتهاي آمريكايي به دمشق و توافقات عربستان و سوريه كه گفته مي شود مي خواهند سوريه را از ايران جدا كنند چيست؟
پاسخ داد : “ايران به سوريه اطمينان كامل دارد. ما با سوريه روابط استراتژيك داريم. از اينكه روابط خود با آمريكا را از سر بگيرند نگراني نداريم. همچنين از همكاريهاي كشورهاي عربي با يكديگر نه تنها نگران نيستيم بلكه استقبال مي كنيم زيرا معتقديم مي تواند مقدمه اي براي همبستگي عليه اسرائيل باشد. همچنين از توافق بين گروههاي فلسطيني هم استقبال مي كنيم.”
نكته جالبي كه توجهم را جلب كرد اين بود كه در كنفرانس حمايت از فلسطين عده اي از خاخامهاي يهودي ضد صهيونيست - كه در آمريكا و انگلستان فعاليت دارند - نيز شركت داشتند. يكي از آنها كارتي را بر سينه خود آويخته بود كه رويش نوشته بود:”من يهودي هستم ولي صهيونيست نيستم”. اين گروه كساني هستند كه صهيونيسم را انحراف از تعاليم دين يهود مي دانند و دولت اسرائيل را به رسميت نمي شناسند. همه اين امور مرا بر آن داشت كه از رئيس جمهور ايرانيها بپرسم : به نظر شما آيا سخنانتان درباره اسرائيل و هلوكاست مشكلاتي براي شما ايجاد نكرده است؟
وي مجددا با همان لبخند هميشگي گفت :
”آنچه درباره صهيونيستها گفتم تنها نظر من نيست. من نظر خود درباره نژادپرستي و اشغالگري رژيم صهيونيستي را بيان كردم و گفتم كه آنها تروريسم دولتي و تروريسم فكري را براي غارت جهانيان بكار مي گيرند. موضوع هلوكاست هم در همين راستا مطرح شد.”
رئيس جمهور ايرانيان رو به مترجمش كرد و عبارت”رژيم صهيونيستي” را تكرار كرد تا كسي فكر نكند آنها با همه يهوديها مخالف هستند. سپس گفت:”اگر يهوديان فلسطين بخواهند در صلح و آرامش با عربها زندگي كنند بايد دولت يكپارچه فلسطيني كه مسلمانان ، مسيحيان و يهوديان را در بر مي گيرد به رسميت بشناسند. اما سخن گفتن از دو دولت در فلسطين يك توهم است زيرا 15 سال است براي آن مذاكره مي كنند ولي رژيم صهيونيستي مانع از تشكيل دولت فلسطيني مي شود.”
3. در ماه فوريه مجله نيوزويك موضوع فروپاشي كشورهاي نفتي از جمله ايران ، ونزوئلا و روسيه پس از كاهش قيمت نفت را پيش بيني كرده بود. از اين رو از احمدي نژاد درباره ميزان اثرپذيري ايران از بحران اقتصادي جهاني پرسيدم. وي در پاسخ خود بر دو نكته تاكيد كرد : نخست اينكه “ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979م تاكنون بخاطر تحريمها همواره بيرون از گردونه اقتصاد جهاني بوده و به همين خاطر از بحران اقتصادي جهاني نيز در امان مانده است. گرچه انقباض اقتصادي در اروپا از حجم صادرات ايران كاسته است ولي اين تاثير چنان نيست كه در داخل ملموس باشد. همچنين گرچه كاهش قيمت نفت ، درآمد نفتي ايران را كاهش داده اما هنوز قيمتهاي موجود كفاف وضع كشور را مي دهد و مي تواند مانع از بحران در داخل شود.” نكته دوم كه به نظرش مهمتر است اين بود كه “ ايران داراي درجه بالايي از خودكفايي است و به همين خاطر چندان از بحران اقتصادي جهاني متاثر نمي شود. زيرا %96 از نيازهاي كشاورزي و 85 % از نيازهاي صنعتي خود را در داخل توليد مي كند و بطور ميانگين مي توان گفت %90 نيازهايش را خود توليد مي كند و همين موجب امنيت خاطر است.” وي با اطمينان بالايي گفت: “ما هيچ نگراني از داخل نداريم و تهديدات خارجي نيز ما را نگران نمي كند زيرا اولا از اول انقلاب تا امروز همواره بر خدا توكل كرده ايم ثانيا به نيروهاي خودمان تكيه داريم و ثالثا به ملت خود اطمينان داريم.”
من رمز اعتماد به نفس رئيس جمهور ايرانيها را وقتي فهميدم كه پس از مصاحبه آگاه شدم كه ايرانيها هم اكنون در حال ساخت هفت ماهواره هستند. ايران چندي پيش ماهواره اميد را در مدار قرار داده و در پروژه هسته اي خود نيز موفقيتهاي بسياري بدست آورده و حتي آمريكاييها را به عقب نشيني واداشته است.
از احمدي نژاد درباره گرانيها و تاثير منفي آن بر آراي وي در انتخابات آينده پرسيدم. در پاسخ گفت : “گراني در كشور وجود دارد ولي ما در سه سال گذشته تلاشهاي مضاعفي براي حمايت از طبقات فقير انجام داده ايم. ضمنا وضع اقتصادي كشور آنچنان كه مطرح مي كنند وخيم نيست. اما درباره انتخابات ، مردم ايران همواره به عزت ملي و مسائل سياسي بيش از همه چيز توجه مي كنند. با اينهمه به سختي مي توان رفتار آنان در انتخابات آينده را پيش بيني كرد.”
بايد اعتراف كنم كه از زمان درخشش ستاره احمدي نژاد در جهان سياست تاكنون او را خوب نشناخته بودم. وقتي از اطرافيانش درباره او پرسيدم توصيه كردند او را دستكم نگيرم. او براستي ظاهري ساده دارد و پيكر نحيف و قيافه متواضعش از هرگونه ريا و ظاهرسازي دور است. يكي به من گفت: “كاپشني كه در مناسبتهاي عمومي مي پوشد در بازارها تنها چهار دلار قيمت دارد.” با اينهمه بسيار باهوش و داراي اعتماد به نفس و با اطرافيانش قاطع است. او تاكنون 10 تن از وزراي خود را كنار گذاشته كه چنين چيزي در دولتهايي كه پس از انقلاب اسلامي سر كار آمده اند بي سابقه است. مخالفانش مي گويند موفقيتهاي بزرگي كه در اين دولت به دست آمده در واقع نتيجه تلاشهاي قبلي هاشمي رفسنجاني در دو دهه پيش است. اما همگي بر دلسوز بودن و پاكي و تلاش خستگي ناپذير و از خودگذشتگي احمدي نژاد اتفاق نظر دارند. آنان فراموش نكرده اند كه وقتي در سال 2005م براي رقابت با رفسنجاني كانديدا شد اطرافيان رفسنجاني او را دستكم گرفته بودند. زيرا او فرزند يك آهنگر و از خانواده اي فقير بود. يكي از طرفداران رفسنجاني در تلوزيون گفته بود :” اصلا قد و قيافه احمدي نژاد با رياست جمهوري تناسبي ندارد!” ولي احمدي نژاد در مصاحبه تلوزيوني خود در اين باره گفت:” كاملا حق با اوست. زيرا من خود را براي رياست جمهوري كانديدا نكرده ام بلكه براي اينكه خدمتگزار مردم باشم به صحنه آمده ام.” سپس رو به بينندگان كرد و پرسيد:”براستي آيا قيافه من براي خدمتگزار بودن مناسب نيست؟!”
سرانجام در حاليكه با من سخن مي گفت يكي از معاونانش به او اشاره كرد كه وقت حركت به سوي استان آذربايجان غربي فرا رسيده و بايد مصاحبه را تمام كند و بدين ترتيب گفتگوي ما قطع شد.
درباره شخصيتي كه ناگهان از نقطه اي نامعلوم به صحنه آمد و مردم كشورش را شگفت زده و خارجيها را خشمگين كرد ، بسيار شنيده ايم. اما براي من فرصتي دست داد كه مستقيما او را ببينم و از خودش بشنوم :
1 - دكتر احمدي نژاد آماده مي شد كه به استان آذربايجان غربي سفر كند تا مشكلات مردم آن منطقه را پيگيري كند و از روند اجراي پروژه هايي كه در سفر پيش تصويب شده بود آگاه شود. او تنها نبود بلكه مانند هميشه در چنين سفرهايي اعضاي كابينه اش را همراه خود مي برد تا هر وزير كارهاي مربوط به وزارتخانه خود را انجام دهد. خبر اين سفر براي مردم غيرمنتظره نبود زيرا احمدي نژاد از آغاز رياست جمهوري اش تاكنون تقريبا هر دو هفته يك سفر استاني دارد. وي معمولا 3 الي 5 روز را در استان مورد نظر مي ماند تا مشكلات مردم را برطرف كند. سفر به اروميه و آذربايجان غربي ، پنجاه و چهارمين سفر او به حساب مي آمد. كساني كه او را مي شناسند مي گويند اين مرد 55 ساله اطرافيان خود را از پا درآورده زيرا روزانه بين 17 الي 20 ساعت كار مي كند و بطور شبانه روزي عملكرد وزيرانش را زير نظر مي گيرد. وي از آغاز رياست جمهوري اش سه موضوع را پيگيري كرده است :
نخست: كنار گذاشتن مظاهر اشرافيگري و تجملات در نهاد رياست جمهوري از طريق به فروش گذاشتن فرش ، اثاثيه و پرده هاي گرانقيمت ساختمان رياست جمهوري.
دوم: ارتباط نزديك با مردم و حضور هميشگي در ميان مردم.
سوم : نهاد رياست جمهوري را به گونه اي به فعاليت شبانه روزي واداشته كه مي توان آن را به كندوي زنبور عسل تشبيه كرد.
تلاش و نشاط بي نظير احمدي نژاد بگونه ايست كه هركس پس از او در اين منصب قرار گيرد قطعا در تنگنا قرار خواهد گرفت زيرا معلوم نيست بتواند مانند او فعاليت كند. احمدي نژاد با سفرهاي استاني كه هر ماه انجام مي شود سنتي را پايه گذاري كرده كه بعيد است شخص ديگري بتواند به آن پايبند بماند. همچنين رعايت اين مقدار از ساده زيستي براي روساي جمهور بعدي دشوار خواهد بود. وي حتي پس از پيروزي در انتخابات رياست جمهوري نيز همان ظاهر ساده خود را حفظ كرده و با همسر و سه فرزند خود در خانه اي كوچك در محله نارمك در شرق تهران زندگي مي كند. وي قبلا وقتي در دانشگاه علم و صنعت ، استاد برنامه ريزي شهري بود نيز در همان خانه زندگي مي كرد. اما سرانجام تحت فشار وزارت اطلاعات و بخاطر ملاحظات امنيتي مجبور شد در ويلايي كوچك در همان محله اقامت كند.
او هنوز هم مانند گذشته عادت دارد ناهارش را كه دستپخت همسر اوست هر صبح از خانه به دفتر كار خود مي آورد و ماشين پژو مشكي رنگ خود را كه در سال 2000 خريده سوار مي شود. تنها تغييري كه در رفت و آمدش ديده مي شود ايناست كه با بي ميلي قبول كرده كه دو محافظ او را همراهي كنند. گاهي هم خودش رانندگي مي كند تا به برخي از مسوليتهاي اجتماعي بپردازد. حتي يكبار از پايتخت ناپديد شد و وقتي كه پيگيري كردند معلوم شد همراه خانواده براي تسليت گفتن به يك دوست كه عزيزي را از دست داده بود ، رفته است. خانه اين دوست در 200 كيلومتري تهران بود.
2. از او درباره روابط ايران با جهان عرب پرسيدم. لحظه اي درنگ كرد و با لبخند گفت :”ايران روابط خوبي با ملتهاي عربي دارد اما براي روابط گرم با دولتهاي عربي مشكلاتي داريم. مشكل ما با دولتهاي عرب در دخالتهاي آمريكا براي اختلاف افكني بين ايران و برخي دولتهاي عربي خلاصه مي شود. از اين رو روابط اقتصادي ما با برخي از دولتهاي عربي بسيار بهتر از روابط سياسي ما با آنهاست. با اينحال حال ما تلاش مي كنيم با همه به تفاهم دست پيدا كنيم و به عنوان مثال در چند سال گذشته پنج ديدار با پادشاه عربستان داشته ايم.”
گفتم : اما در بگو مگوهايي كه چندي پيش بين ايران و بحرين پيش آمد و از تهران آغاز شده بود ، آمريكاييها چه دخالتي داشتند؟!
با لبخند گفت : “آنچه درباره بحرين اظهار شده بود نظر شخصي يك نفر بود و نظر رسمي دولت نبود و ما نمي توانيم افراد را بخاطر اظهارنظر شخصي مجازات كنيم. البته برخي از اين موضوع سوء استفاده كردند و آن را به يك هياهو تبديل كردند ولي ما با دولت بحرين تماس گرفتيم و آنها هم توضيحات ما را پذيرفتند و بعد وزير كشور بحرين به ايران آمد و وزير كشور ما هم به كشور آنها رفت و اين اواخر هم رئيس مجلسشان براي شركت در كنفرانس حمايت از فلسطين به تهران آمد و سوء تفاهمها كاملا برطرف شد.”
گفتم : نظر شما درباره تحركات جديدي كه در سوريه براي مذاكره با اسرائيل انجام شده و نيز سفر هياتهاي آمريكايي به دمشق و توافقات عربستان و سوريه كه گفته مي شود مي خواهند سوريه را از ايران جدا كنند چيست؟
پاسخ داد : “ايران به سوريه اطمينان كامل دارد. ما با سوريه روابط استراتژيك داريم. از اينكه روابط خود با آمريكا را از سر بگيرند نگراني نداريم. همچنين از همكاريهاي كشورهاي عربي با يكديگر نه تنها نگران نيستيم بلكه استقبال مي كنيم زيرا معتقديم مي تواند مقدمه اي براي همبستگي عليه اسرائيل باشد. همچنين از توافق بين گروههاي فلسطيني هم استقبال مي كنيم.”
نكته جالبي كه توجهم را جلب كرد اين بود كه در كنفرانس حمايت از فلسطين عده اي از خاخامهاي يهودي ضد صهيونيست - كه در آمريكا و انگلستان فعاليت دارند - نيز شركت داشتند. يكي از آنها كارتي را بر سينه خود آويخته بود كه رويش نوشته بود:”من يهودي هستم ولي صهيونيست نيستم”. اين گروه كساني هستند كه صهيونيسم را انحراف از تعاليم دين يهود مي دانند و دولت اسرائيل را به رسميت نمي شناسند. همه اين امور مرا بر آن داشت كه از رئيس جمهور ايرانيها بپرسم : به نظر شما آيا سخنانتان درباره اسرائيل و هلوكاست مشكلاتي براي شما ايجاد نكرده است؟
وي مجددا با همان لبخند هميشگي گفت :
”آنچه درباره صهيونيستها گفتم تنها نظر من نيست. من نظر خود درباره نژادپرستي و اشغالگري رژيم صهيونيستي را بيان كردم و گفتم كه آنها تروريسم دولتي و تروريسم فكري را براي غارت جهانيان بكار مي گيرند. موضوع هلوكاست هم در همين راستا مطرح شد.”
رئيس جمهور ايرانيان رو به مترجمش كرد و عبارت”رژيم صهيونيستي” را تكرار كرد تا كسي فكر نكند آنها با همه يهوديها مخالف هستند. سپس گفت:”اگر يهوديان فلسطين بخواهند در صلح و آرامش با عربها زندگي كنند بايد دولت يكپارچه فلسطيني كه مسلمانان ، مسيحيان و يهوديان را در بر مي گيرد به رسميت بشناسند. اما سخن گفتن از دو دولت در فلسطين يك توهم است زيرا 15 سال است براي آن مذاكره مي كنند ولي رژيم صهيونيستي مانع از تشكيل دولت فلسطيني مي شود.”
3. در ماه فوريه مجله نيوزويك موضوع فروپاشي كشورهاي نفتي از جمله ايران ، ونزوئلا و روسيه پس از كاهش قيمت نفت را پيش بيني كرده بود. از اين رو از احمدي نژاد درباره ميزان اثرپذيري ايران از بحران اقتصادي جهاني پرسيدم. وي در پاسخ خود بر دو نكته تاكيد كرد : نخست اينكه “ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979م تاكنون بخاطر تحريمها همواره بيرون از گردونه اقتصاد جهاني بوده و به همين خاطر از بحران اقتصادي جهاني نيز در امان مانده است. گرچه انقباض اقتصادي در اروپا از حجم صادرات ايران كاسته است ولي اين تاثير چنان نيست كه در داخل ملموس باشد. همچنين گرچه كاهش قيمت نفت ، درآمد نفتي ايران را كاهش داده اما هنوز قيمتهاي موجود كفاف وضع كشور را مي دهد و مي تواند مانع از بحران در داخل شود.” نكته دوم كه به نظرش مهمتر است اين بود كه “ ايران داراي درجه بالايي از خودكفايي است و به همين خاطر چندان از بحران اقتصادي جهاني متاثر نمي شود. زيرا %96 از نيازهاي كشاورزي و 85 % از نيازهاي صنعتي خود را در داخل توليد مي كند و بطور ميانگين مي توان گفت %90 نيازهايش را خود توليد مي كند و همين موجب امنيت خاطر است.” وي با اطمينان بالايي گفت: “ما هيچ نگراني از داخل نداريم و تهديدات خارجي نيز ما را نگران نمي كند زيرا اولا از اول انقلاب تا امروز همواره بر خدا توكل كرده ايم ثانيا به نيروهاي خودمان تكيه داريم و ثالثا به ملت خود اطمينان داريم.”
من رمز اعتماد به نفس رئيس جمهور ايرانيها را وقتي فهميدم كه پس از مصاحبه آگاه شدم كه ايرانيها هم اكنون در حال ساخت هفت ماهواره هستند. ايران چندي پيش ماهواره اميد را در مدار قرار داده و در پروژه هسته اي خود نيز موفقيتهاي بسياري بدست آورده و حتي آمريكاييها را به عقب نشيني واداشته است.
از احمدي نژاد درباره گرانيها و تاثير منفي آن بر آراي وي در انتخابات آينده پرسيدم. در پاسخ گفت : “گراني در كشور وجود دارد ولي ما در سه سال گذشته تلاشهاي مضاعفي براي حمايت از طبقات فقير انجام داده ايم. ضمنا وضع اقتصادي كشور آنچنان كه مطرح مي كنند وخيم نيست. اما درباره انتخابات ، مردم ايران همواره به عزت ملي و مسائل سياسي بيش از همه چيز توجه مي كنند. با اينهمه به سختي مي توان رفتار آنان در انتخابات آينده را پيش بيني كرد.”
بايد اعتراف كنم كه از زمان درخشش ستاره احمدي نژاد در جهان سياست تاكنون او را خوب نشناخته بودم. وقتي از اطرافيانش درباره او پرسيدم توصيه كردند او را دستكم نگيرم. او براستي ظاهري ساده دارد و پيكر نحيف و قيافه متواضعش از هرگونه ريا و ظاهرسازي دور است. يكي به من گفت: “كاپشني كه در مناسبتهاي عمومي مي پوشد در بازارها تنها چهار دلار قيمت دارد.” با اينهمه بسيار باهوش و داراي اعتماد به نفس و با اطرافيانش قاطع است. او تاكنون 10 تن از وزراي خود را كنار گذاشته كه چنين چيزي در دولتهايي كه پس از انقلاب اسلامي سر كار آمده اند بي سابقه است. مخالفانش مي گويند موفقيتهاي بزرگي كه در اين دولت به دست آمده در واقع نتيجه تلاشهاي قبلي هاشمي رفسنجاني در دو دهه پيش است. اما همگي بر دلسوز بودن و پاكي و تلاش خستگي ناپذير و از خودگذشتگي احمدي نژاد اتفاق نظر دارند. آنان فراموش نكرده اند كه وقتي در سال 2005م براي رقابت با رفسنجاني كانديدا شد اطرافيان رفسنجاني او را دستكم گرفته بودند. زيرا او فرزند يك آهنگر و از خانواده اي فقير بود. يكي از طرفداران رفسنجاني در تلوزيون گفته بود :” اصلا قد و قيافه احمدي نژاد با رياست جمهوري تناسبي ندارد!” ولي احمدي نژاد در مصاحبه تلوزيوني خود در اين باره گفت:” كاملا حق با اوست. زيرا من خود را براي رياست جمهوري كانديدا نكرده ام بلكه براي اينكه خدمتگزار مردم باشم به صحنه آمده ام.” سپس رو به بينندگان كرد و پرسيد:”براستي آيا قيافه من براي خدمتگزار بودن مناسب نيست؟!”
سرانجام در حاليكه با من سخن مي گفت يكي از معاونانش به او اشاره كرد كه وقت حركت به سوي استان آذربايجان غربي فرا رسيده و بايد مصاحبه را تمام كند و بدين ترتيب گفتگوي ما قطع شد.
منبع:بصیرت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 8:11 توسط يوسف ازادزاده
|