فارين پاليسي: غرب بايد براي حمايت از اصلاح طلبان دست به كار شود
يك مجله آمريكايي طي گزارشي با اشاره به شروع جنگ نرم در ايران و شباهت آن با انقلاب نارنجي اوكراين به ارايه برخي راهكارها پرداخت كه دولت آمريكا مي تواند در كمك به موفقيت انقلاب سبز در ايران به كار گيرد.
مجله آمريكايي «فارين پاليسي» در اين گزارش به بررسي شرايط انقلاب رنگي پرداخته و در تحليل خود تاكيد كرد كه آنچه در ايران در جريان است «جنگ نرم» است و نه «انقلاب رنگي». در اين گزارش با عنوان «جنگ نرم ايران» آمده است: دولت «باراك اوباما» نبايد دموكرات هاي آماده نبرد ايران را رها كند. در اين جا به اين موضوع مي پردازيم كه آمريكا چطور مي تواند به انقلاب سبز كمك كند تا به موفقيت برسد.»
به گزارش فارس، اين مجله آمريكايي متعلق به بنياد كارنگي با اشاره به اغتشاشات پس از انتخابات به صورت تلويحي اين اغتشاشات را ناكام ارزيابي كرده و تصريح كرد: هم اكنون خبرهاي فاش شده از تهران طي هفته جاري از اين امر حكايت دارد كه تلاش ايدئولوژيكي پيچيده تري در حال وقوع است و اين همان «جنگ نرمي» است كه روزنامه آمريكايي «نيويورك تايمز» پيشتر از آن نام برده بود.
فارين پاليسي در ادامه به عنوان مصداق براي آغاز جنگ نرم در ايران ادعاي جالبي را طرح كرده كه براساس آن ايران جنگ نرم را با استخدام معلمان بسيجي در مقطع ابتدائي مدارس آغاز كرده است.
در ادامه اين گزارش آمده است: «رهبران ايران ادعا مي كنند كه آنها با چيزي جز يك «انقلاب رنگي» تحت رهبري غرب مواجه نيستند، همانند همان اقدامي كه هم پيمانان روسيه در اوكراين انجام دادند، جايي كه انقلاب نارنجي سالهاي 2004 و 2005 با شوق دموكراتيك خيابان ها را فرا گرفت. اما انقلاب نارنجي، جلوه حقيقي خشمي رايج بود و توطئه اي نبود كه از سوي واشنگتن و يا بروكسل هدايت شده باشد. اگرچه حكومت دموكراتيك اين انقلاب را حمايت مي كرد. » با اين حال اين نشريه به كمك هاي مالي و رسانه اي و تبليغاتي كه غرب در مدت جريان انقلاب هاي رنگين از مخالفين داشت اشاره اي نمي كند، هرچند در ادامه همين ادعا را نيز نقض كرده و نوشت: ديپلمات هاي غربي مي توانند از تجربياتي كه در «كي اف» بدست آمد بهره بگيرند تا به «جنبش سبز» در تهران كمك كنند. آمريكا و مخصوصاً اروپا بايد اقداماتي بيشتر انجام دهند تا ضمن پايبند بودن به درخواست ها براي داشتن دولت منتخب دموكراتيك، اين «ايران ديگر» را ترويج كرده و با آن وارد تعامل شوند.
فارين پاليسي همچنين مقايسه اي ميان ايران و اوكراين انجام داده و بر همين اساس اين تحليل را مطرح كرده است كه مي توان برخي رفتارها در انقلاب نارنجي را درباره ايران نيز به كار بست.
اين بررسي تاريخي به وضعيت انتخابات پارلماني اوكراين اشاراتي مي كند و با متصل كردن تجربه اوكراين به ايران نوشت: اما اين وضعيت، در سال 2002 نمو پيدا كرد. براي اولين بار، راي دهندگان اوكرايني در انتخابات پارلماني عليرغم بي نظمي ها، دخالت هاي دولتي و خشونت عليه اصلاح طلبان، حمايت قاطع خود را از مخالفان اعلام كردند. به دنبال آن، واشنگتن و دولت هاي اروپايي نيز به مخالفان اوكراين ملحق شده و از فشار براي برگزاري انتخاباتي مستقل و بي طرفانه استفاده كردند. سازمان هاي ناظر بر انتخابات نيز به تقويت اين پيام كمك كردند. ديپلماسي كمك كرد تا انتخابات بعدي به موضوعي بين المللي تبديل شود و تنها از يك نگراني داخلي خارج شود. اين مسئله نيز بايد يك هدف مهم در ايران باشد.
اين گزارش افزود كه به عنوان بخشي از ابتكار عمل اوكرايني، واشنگتن كمك كرد تا در اوكراين اتحادي چندجانبه و موثر با اتحاديه اروپا شكل گيرد. همسايه اوكراين، لهستان نيز با توجه به تجربياتي كه از گذار دموكراتيك داشت، نقشي مهم را در اين مسئله ايفا كرد.
بنابراين، انتخابات ناسالمي مجدداً در دسامبر 2004 در حالي برگزار شد كه مخالفان از خطوط ارتباطي با جامعه بين المللي استفاده مي كردند. نظرسنجي هاي انجام شده نشان از ترديد در اعتبار نتاج رسمي راي گيري داشت. و هرچند اين تغيير از داخل اوكراين سرچشمه گرفته بود، فشارهاي تكميلي از خارج، نقشي مهم را در حمايت از مقاومت بدون خشونت ايفا كرد، مقاومتي در برابر رژيمي منفور كه زمان آن به سر رسيده بود.
بنابراين گزارش، البته ايران، اوكرايني ديگر نيست. ايران متعلق به سازماني منطقه اي از جمله سازمان امنيت و همكاري در اروپا و يا اتحاديه اروپا نيست و هيچ تمايلي نيز به پيوستن به چنين گروه هاو سازمانهايي ندارد. ديپلماسي خلاقانه مي تواند نقاط فشار مشابهي را براي استفاده بيابد.
يك استراتژي موثر كه از تجربه اوكراين گرفته شده، براي مثال، شامل سران خارجي دولت ها مي شود كه ميزگردهايي را از احزاب گوناگون دموكراتيك با ميانجيگران خارجي تشكيل مي دهند. در مورد اوكراين، اين به اين معنا بود كه «الكساندر واسينسكي» رئيس جمهور لهستان به طور مستقيم با «لئونيد كوچما» رئيس جمهور اوكراين وارد تعامل شود و ديداري را ميان «ويكتور يوشچنكو» رهبر مخالفان و «ويكتور يانوكويچ»، برگزار كند. براي ايران، كانديداهاي ممكن براي بر عهده گرفتن چنين نقش ميانجيگري مي تواند «نيكلا ساركوزي» رئيس جمهور فرانسه باشد كه مذاكرات ميزگردي را با رهبران ايران و كانديداهاي انتخابات گذشته برگزار كند. وقوع چنين موردي غيرممكن نيست البته در صورتي كه به طور جدي دنبال شود. تهران طي دهه هاي گذشته مكرراً گفت وگوهايي را با دولت هاي اروپايي در خصوص برخي مسائل حساس برگزار كرده است و اين سابقه مي تواند نيروي محركي براي برگزاري گفت وگوهاي اخير باشد. با وجود عملكرد دولت ايران عليه مخالفان، تهران به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت كه درخواست يك رهبر دولت اروپايي مهم را رد كند و اين درخواست به نوبه خود به مطرح كردن ايده اصلاحات كمك مي كند.
«خوزه مانوئل باروسو» رئيس كميسيون اروپا مي تواند در اين ميان، كشورهاي حاضر در بروكسل را در حمايت از يك ابتكار عمل ديپلماتيك معنادار كه شامل گفت وگو در خصوص مشروعيت انتخابات است، متحد كند. اتحايه اروپا به عنوان بزرگترين شريك تجاري ايران، با حدود 35ميليارد دلار تبادلات تجاري در سال گذشته، تاثيرات اقتصادي قابل ملاحظه اي را بر تهران دارد. رهبران اروپايي مي توانند همچنين در جستجوي دخالت (نقش) كشورهايي چون اردن، تركيه و كشورهاي حوزه خليج فارس در گفت وگو با تهران باشند.
اين گزارش افزود: در تمام اين روند، يك مانع سياسي وجود دارد: عقل سليم حكم مي كند كه بحث در خصوص حكومت ايران تنها مذاكرات در حال پيشرفت هسته اي با اين كشور را پيچيده مي كند. اما تاريخ نشان داده كه خلاف اين نيز ممكن است صحت داشته باشد. براي مثال، برخي از بزرگترين قدم هاي غرب در كنترل تسليحات با شوروي سابق در دهه 1980صورت گرفت، هنگامي كه غرب، اين كشور را در خصوص مسائل مربوط به حقوق بشر تحت فشار گذاشته بود.
فارين پاليسي در پايان نوشت: ديگر وقتي براي از دست دادن باقي نمانده است. حتي اگر با برگزاري انتخابات جديد در ايران نيز فاصله بسيار زيادي داشته باشيم، هم اكنون زمان آن است كه از طريق آماده شدن براي نظارت بر انتخابات و فراهم كردن كانالي روباز براي مخالفان به جهان خارج، بنيادي را پايه گذاري كنيم.
مجله آمريكايي «فارين پاليسي» در اين گزارش به بررسي شرايط انقلاب رنگي پرداخته و در تحليل خود تاكيد كرد كه آنچه در ايران در جريان است «جنگ نرم» است و نه «انقلاب رنگي». در اين گزارش با عنوان «جنگ نرم ايران» آمده است: دولت «باراك اوباما» نبايد دموكرات هاي آماده نبرد ايران را رها كند. در اين جا به اين موضوع مي پردازيم كه آمريكا چطور مي تواند به انقلاب سبز كمك كند تا به موفقيت برسد.»
به گزارش فارس، اين مجله آمريكايي متعلق به بنياد كارنگي با اشاره به اغتشاشات پس از انتخابات به صورت تلويحي اين اغتشاشات را ناكام ارزيابي كرده و تصريح كرد: هم اكنون خبرهاي فاش شده از تهران طي هفته جاري از اين امر حكايت دارد كه تلاش ايدئولوژيكي پيچيده تري در حال وقوع است و اين همان «جنگ نرمي» است كه روزنامه آمريكايي «نيويورك تايمز» پيشتر از آن نام برده بود.
فارين پاليسي در ادامه به عنوان مصداق براي آغاز جنگ نرم در ايران ادعاي جالبي را طرح كرده كه براساس آن ايران جنگ نرم را با استخدام معلمان بسيجي در مقطع ابتدائي مدارس آغاز كرده است.
در ادامه اين گزارش آمده است: «رهبران ايران ادعا مي كنند كه آنها با چيزي جز يك «انقلاب رنگي» تحت رهبري غرب مواجه نيستند، همانند همان اقدامي كه هم پيمانان روسيه در اوكراين انجام دادند، جايي كه انقلاب نارنجي سالهاي 2004 و 2005 با شوق دموكراتيك خيابان ها را فرا گرفت. اما انقلاب نارنجي، جلوه حقيقي خشمي رايج بود و توطئه اي نبود كه از سوي واشنگتن و يا بروكسل هدايت شده باشد. اگرچه حكومت دموكراتيك اين انقلاب را حمايت مي كرد. » با اين حال اين نشريه به كمك هاي مالي و رسانه اي و تبليغاتي كه غرب در مدت جريان انقلاب هاي رنگين از مخالفين داشت اشاره اي نمي كند، هرچند در ادامه همين ادعا را نيز نقض كرده و نوشت: ديپلمات هاي غربي مي توانند از تجربياتي كه در «كي اف» بدست آمد بهره بگيرند تا به «جنبش سبز» در تهران كمك كنند. آمريكا و مخصوصاً اروپا بايد اقداماتي بيشتر انجام دهند تا ضمن پايبند بودن به درخواست ها براي داشتن دولت منتخب دموكراتيك، اين «ايران ديگر» را ترويج كرده و با آن وارد تعامل شوند.
فارين پاليسي همچنين مقايسه اي ميان ايران و اوكراين انجام داده و بر همين اساس اين تحليل را مطرح كرده است كه مي توان برخي رفتارها در انقلاب نارنجي را درباره ايران نيز به كار بست.
اين بررسي تاريخي به وضعيت انتخابات پارلماني اوكراين اشاراتي مي كند و با متصل كردن تجربه اوكراين به ايران نوشت: اما اين وضعيت، در سال 2002 نمو پيدا كرد. براي اولين بار، راي دهندگان اوكرايني در انتخابات پارلماني عليرغم بي نظمي ها، دخالت هاي دولتي و خشونت عليه اصلاح طلبان، حمايت قاطع خود را از مخالفان اعلام كردند. به دنبال آن، واشنگتن و دولت هاي اروپايي نيز به مخالفان اوكراين ملحق شده و از فشار براي برگزاري انتخاباتي مستقل و بي طرفانه استفاده كردند. سازمان هاي ناظر بر انتخابات نيز به تقويت اين پيام كمك كردند. ديپلماسي كمك كرد تا انتخابات بعدي به موضوعي بين المللي تبديل شود و تنها از يك نگراني داخلي خارج شود. اين مسئله نيز بايد يك هدف مهم در ايران باشد.
اين گزارش افزود كه به عنوان بخشي از ابتكار عمل اوكرايني، واشنگتن كمك كرد تا در اوكراين اتحادي چندجانبه و موثر با اتحاديه اروپا شكل گيرد. همسايه اوكراين، لهستان نيز با توجه به تجربياتي كه از گذار دموكراتيك داشت، نقشي مهم را در اين مسئله ايفا كرد.
بنابراين، انتخابات ناسالمي مجدداً در دسامبر 2004 در حالي برگزار شد كه مخالفان از خطوط ارتباطي با جامعه بين المللي استفاده مي كردند. نظرسنجي هاي انجام شده نشان از ترديد در اعتبار نتاج رسمي راي گيري داشت. و هرچند اين تغيير از داخل اوكراين سرچشمه گرفته بود، فشارهاي تكميلي از خارج، نقشي مهم را در حمايت از مقاومت بدون خشونت ايفا كرد، مقاومتي در برابر رژيمي منفور كه زمان آن به سر رسيده بود.
بنابراين گزارش، البته ايران، اوكرايني ديگر نيست. ايران متعلق به سازماني منطقه اي از جمله سازمان امنيت و همكاري در اروپا و يا اتحاديه اروپا نيست و هيچ تمايلي نيز به پيوستن به چنين گروه هاو سازمانهايي ندارد. ديپلماسي خلاقانه مي تواند نقاط فشار مشابهي را براي استفاده بيابد.
يك استراتژي موثر كه از تجربه اوكراين گرفته شده، براي مثال، شامل سران خارجي دولت ها مي شود كه ميزگردهايي را از احزاب گوناگون دموكراتيك با ميانجيگران خارجي تشكيل مي دهند. در مورد اوكراين، اين به اين معنا بود كه «الكساندر واسينسكي» رئيس جمهور لهستان به طور مستقيم با «لئونيد كوچما» رئيس جمهور اوكراين وارد تعامل شود و ديداري را ميان «ويكتور يوشچنكو» رهبر مخالفان و «ويكتور يانوكويچ»، برگزار كند. براي ايران، كانديداهاي ممكن براي بر عهده گرفتن چنين نقش ميانجيگري مي تواند «نيكلا ساركوزي» رئيس جمهور فرانسه باشد كه مذاكرات ميزگردي را با رهبران ايران و كانديداهاي انتخابات گذشته برگزار كند. وقوع چنين موردي غيرممكن نيست البته در صورتي كه به طور جدي دنبال شود. تهران طي دهه هاي گذشته مكرراً گفت وگوهايي را با دولت هاي اروپايي در خصوص برخي مسائل حساس برگزار كرده است و اين سابقه مي تواند نيروي محركي براي برگزاري گفت وگوهاي اخير باشد. با وجود عملكرد دولت ايران عليه مخالفان، تهران به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت كه درخواست يك رهبر دولت اروپايي مهم را رد كند و اين درخواست به نوبه خود به مطرح كردن ايده اصلاحات كمك مي كند.
«خوزه مانوئل باروسو» رئيس كميسيون اروپا مي تواند در اين ميان، كشورهاي حاضر در بروكسل را در حمايت از يك ابتكار عمل ديپلماتيك معنادار كه شامل گفت وگو در خصوص مشروعيت انتخابات است، متحد كند. اتحايه اروپا به عنوان بزرگترين شريك تجاري ايران، با حدود 35ميليارد دلار تبادلات تجاري در سال گذشته، تاثيرات اقتصادي قابل ملاحظه اي را بر تهران دارد. رهبران اروپايي مي توانند همچنين در جستجوي دخالت (نقش) كشورهايي چون اردن، تركيه و كشورهاي حوزه خليج فارس در گفت وگو با تهران باشند.
اين گزارش افزود: در تمام اين روند، يك مانع سياسي وجود دارد: عقل سليم حكم مي كند كه بحث در خصوص حكومت ايران تنها مذاكرات در حال پيشرفت هسته اي با اين كشور را پيچيده مي كند. اما تاريخ نشان داده كه خلاف اين نيز ممكن است صحت داشته باشد. براي مثال، برخي از بزرگترين قدم هاي غرب در كنترل تسليحات با شوروي سابق در دهه 1980صورت گرفت، هنگامي كه غرب، اين كشور را در خصوص مسائل مربوط به حقوق بشر تحت فشار گذاشته بود.
فارين پاليسي در پايان نوشت: ديگر وقتي براي از دست دادن باقي نمانده است. حتي اگر با برگزاري انتخابات جديد در ايران نيز فاصله بسيار زيادي داشته باشيم، هم اكنون زمان آن است كه از طريق آماده شدن براي نظارت بر انتخابات و فراهم كردن كانالي روباز براي مخالفان به جهان خارج، بنيادي را پايه گذاري كنيم.
منبع:بصیرت
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر ۱۳۸۸ ساعت 13:54 توسط يوسف ازادزاده
|