در پي هتاكي اغتشاشگران سبز در روز 16 آذر نسبت به تصوير حضرت امام خميني، حاميان فتنه سبز به جاي تخطئه اقدام آشوبگران به جنجال عليه صدا و سيما پرداختند و رسانه ملي را به خاطر آگاه سازي مردم از باطن فتنه سبز مورد حمله قرار دادند.


كروبي كه به ويژه پس از انتخابات تبديل به يكي از هيزم كشان فتنه شده و علناً به بازي در سناريوي دشمن پرداخته، در نامه اي به رئيس صدا و سيما مدعي شد اين سازمان تبر به درخت انقلاب مي زند. وي همچنين ادعا كرد تصاوير مونتاژ شده است.


اين در حالي است كه مدير كل روابط عمومي سازمان صدا و سيما اعلام كرد: «تصاوير حرمت شكني مذكور در سازمان موجود است و بسيار متأسفيم كساني كه داعيه پيروي از خط امام (ره) دارند، چشم و گوش خود را بر حقايق بسته اند. اين افراد ببينند آيا مصاحبه ها، نامه ها و بيانيه هايي كه صادر مي كنند و با روح تعاليم حضرت امام راحل(ره) منافات دارد، باعث تفرقه است يا انتشار تصاوير واقعي اغتشاشگران كه مورد ديد و قضاوت مردم است؟ چرا بايد كساني از افشاي نيات پليد اغتشاشگران در برهم زدن وحدت ملي و زيرپا نهادن ارزش هاي ديني و انقلابي نگران شوند.»


در اين ميان آقاي صانعي در ديدار علي اكبر محتشمي از كروبي هم جلوتر رفت و با متهم كردن نظام مدعي شد «انسان هاي ظالم عكس امام را آتش مي زنند و بعد مي گويند كار دانشجويان بوده است در حالي كه دانشجويان فدايي امام هستند و همه چيزشان را از امام دارند ... امروز فضا به گونه اي است كه ياران امام نمي توانند راجع به مسئله فلسطين حرف بزنند و اگر هم سخني بگويند سخن آنان را قبول نمي كنند.»


حميد انصاري قائم مقام مأسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني هم در ادامه سرويس دهي هاي غيرمسئولانه به فتنه انگيزان مدعي شد: « بنا به گزارش ها علي رغم آنكه در اين روز بعضاً شعارهاي ساختارشكنانه ديگري با كمال تأسف مطرح شده اما هتك حرمتي نسبت به ساحت امام خميني گزارش نشده است و بر فرض كه آنچه در تصاوير تنظيم شده و نامرتبط نشان داده شده در گوشه اي از تجمعات آن روز توسط فردي مجهول و مغرض انجام يافته باشد، توسعه آن به گونه اي كه گويي جو غالب بود دروغ بين و مسلم مي باشد. حرمت شكني بي سابقه صدا و سيما جداً باعث تأسف، تعجب و اعتراض جدي دوستداران امام راحل است... نقار موجود در درون خانواده بزرگ دوستداران امام خميني است و همين امر سرمايه بزرگ نظام براي برون رفت از بحران است و اين همان نكته ارزشمندي است كه مورد تأييد و تأكيد رهبري معظم انقلاب بوده و توسط ايشان از مسئولان مطالبه شده، به همين سبب هرگونه تلاش براي اينكه اختلافات را به بيرون از اين خانواده بزرگ هدايت كند را بايد نابخردانه و احتمالا خائنانه تحليل نمود و ابراز تاسف كرد.»


مواضع كروبي و انصاري به خاطر حمله به روشنگري صداوسيما و به حاشيه راندن اصل هتاكي ها، با استقبال ويژه شبكه هاي بي بي سي، راديو فردا و انبوه سايت هاي ضدانقلاب مواجه شد كه دل پرخوني از روشنگري هاي صداوسيما در برابر جنگ نرم استكبار دارند.


آنچه در اين ميان قابل تامل است اينكه اولا سياست «نواختن شيپور از سر گشاد آن» به پلتيك و تاكتيكي هميشه براي طيف مدعيان بي صداقت اصلاح طلبي تبديل شده است كه نمونه آن را مي توان در ماجراي مصاحبه اكبر گنجي با روزنامه تاگس اشپيگل سايتونگ و هتاكي عليه حضرت امام در سال 79 جست وجو كرد. آن زمان هم مدعيان اصلاح طلبي به جاي تخطئه هتاكي نامبرده- كه در راستاي ماموريت محوله انجام مي گرفت- ادعا كردند « مصاحبه تحريف شده، انتشار مصاحبه هتاكي و اهانت و تشييع فاحشه است و...» و هرگز حاضر نشدند از گوينده اي كه متن مصاحبه وي موجود بود برائت بجويند. ثانياً اين حضرات هرگز توضيح نمي دهند كه چرا هتاكي عليه اسلام، امام، انقلاب، ولايت فقيه و رهبري به رويه اي عادي در تجمعات منسوب به آنها تبديل شده تا جايي كه خود اين حضرات (كساني نظير موسوي و كروبي) در همين اواخر اعلام كردند «فعلاً سر دادن شعارهاي راديكال و ساختارشكنانه مصلحت نيست و ظرفيت آن وجود ندارد»! ثالثاً مگر اولين بار است كه هتاكي و حرمت شكني در چنان تجمعاتي صورت مي گيرد. خط كشيدن روي شعارهاي استراتژيك و خط امامي «مرگ بر اسرائيل» و «مرگ بر آمريكا» براي اولين بار در تجمعات ضدانقلابي برپا شده از سوي كروبي و موسوي و خاتمي در روزهاي جهاني قدس و يوم الله 13آبان صورت گرفت و اين حضرات هم به دلايل كاملاً روشن حاضر نشدند از ضدانقلاب برائت جويند بلكه امثال موسوي در آستانه 16 آذر مدعي شدند هيچ سليقه اي را مخالفت و طرد نخواهند كرد! آيا منطق حضرت امام هم چنين گشاده دستانه بود؟!


رابعاً هتاكي كه شاخ و دم ندارد. بنيان بسياري از فتنه انگيزي ها و بداخلاقي ها و قانون شكني ها را همين حضرات سابقاً مدعي اصلاح طلبي بنا گذاشتند و يكجا در قول و فعل از قانون اساسي، انقلاب، خط امام ( وجوهره آن ولايت فقيه) عبور كردند و به كرات با ذكر مصاديق و دلايل مورد حمايت و ستايش سران نشاندار استكبار (نظير شيمون پرز، اوباما، گوردن براون و...) و همچنين گروهك هاي سلطنت طلب، منافقين تروريست، بهايي ها و نظاير آنها قرار گرفتند. آيا كسي يك مورد سراغ دارد كه حضرت امام يا طرفداران راستين خط او، مورد چنين حمايت و ستايش هايي قرار گيرند؟


خامساً قطعي است كه نسل دانشجويان انقلاب پاي امام و آرمان هاي انقلاب ايستاده اند كه اگر چنين نبود 4 ميليون دانشجو در روز 16 آذر به جاي كور كردن چشم فتنه، بايد رفتار دشمن شاد كن پيشه مي كردند. اما سخن اين است كه همان اقليت ناچيز اما پررو و گستاخ- همانند سران فتنه- از كدام منبع الگو و روحيه مي گيرند تا مانند سگ هاي هار به جان مقدسات و ارزش هاي دوران ساز و حيات بخش يك ملت بيفتند، آنها كه چند نفر آدم دم دستي اجيرشده يا تحريك شده بيشتر نيستند.


و سادساً اگر آن گونه كه آقاي انصاري ادعا مي كند اختلاف درون خانواده انقلاب است و مواضع رهبر فرزانه انقلاب حجت است، ايشان توضيح دهند كه افراطيون سابقاً مدعي خط امام، امروز كجا ايستاده اند، با برترين ميراث هاي امام (ولايت فقيه و جمهوريت و راي مردم) چه معامله اي مي كنند و چرا تولا و تبراي آنها دقيقاً معكوس شده و به سمتي سير مي كند كه گروهك هاي نفاق ضدانقلاب سير كردند؟

منبع:کیهان