براساس آنچه تاكنون بارها بيان شده در مقاطعي از تاريخ جمهوري اسلامي، بخش عمده اي از رفتار گروه هاي سياسي ايران، متأثر از شكل تعامل بازيگران خارجي با جمهوري اسلامي و بلكه با جنبش بيداري اسلامي در سراسر جهان بوده است.

در آخرين سال فعاليت دولت نهم به رغم تبليغات سنگيني كه در بين طيف متنوعي از گروه هاي سياسي مخالف اين دولت درباره انزواي جمهوري اسلامي در صحنه بين المللي وجود داشت، واقعيت صحنه، حاكي از ناكامي قدرت هاي بين المللي در واداشتن جمهوري اسلامي به عقب نشيني از مواضع خود بود. دولت بوش در آخرين ماه هاي حيات خود به دنبال گشايش باب مذاكره با ايران از طريق «كانال هاي ارتباطي در خارج از دولت» بود، اما وزير دفاع او ( گيتس) از يك مشكل مهم در اين زمينه سخن مي گفت. او بر اين واقعيت انگشت نهاده بود كه «در يك مذاكره ايراني ها هم بايد به چيزي نياز داشته باشند.» آمريكا شاهد مجموعه اي از تصميم گيران در ايران بود كه علاوه بر به كارگيري تمام همت خود براي اين بي نيازي، برخواسته هاي امام راحل در سياست خارجي و حمايت از جنبش بيداري اسلامي پاي مي فشردند. عكس العمل گروه هاي داخلي به اين موضعگيري ، بخشي از جريان شناسي اين مقطع است. درست در شرايطي كه آمريكايي ها جو سنگيني را با متهم ساختن دولت ايران به حمايت از «شبه نظاميان عراقي» به راه انداخته و موج جديدي مبني بر مداخله ايران در مسائل داخلي لبنان ايجاد كرده بودند، اين اظهارات آقاي سيدمحمد خاتمي مورد توجه و تبليغ آنها در رسانه هاي مهمي همچون آسوشيتدپرس، فرانس پرس و ... قرار گرفته بود:« امام چه مي خواست و مقصودش از صدور انقلاب چه بود؟ اين كه ما اسلحه بگيريم و در ديگر كشورها انفجار ايجاد كنيم و گروه هايي درست كنيم كه در ديگر كشورها خرابكاري كنند؟» جنجال آمريكايي در عراق به منظور ايجاد فضا براي قبولاندن پيمان امنيتي بغداد و واشنگتن و در نتيجه تضمين حضور نظامي دائمي و تثبيت كاپيتولاسيون اين كشور درعراق صورت مي گرفت. نكته جالب اين كه روزنامه حزب كارگزاران در آن زمان در مقاله اي به قلم دكتر صادق زيبا كلام با بيان اين ادعا كه ايران در پاره پاره نشدن عراق و گرفته شدن زهرالقاعده مرهون آمريكا است ، مخالفت جمهوري اسلامي با اين پيمان امنيتي را مورد انتقاد قرار داده بود. در لبنان آمريكايي ها نويد« يك تابستان داغ» را داده بودند كه در آن با كوتاه كردن دست جريان مقاومت از سيستم امنيتي و مخابراتي اين كشور زمينه حذف ( حتي فيزيكي) رهبران مقاومت فراهم مي شد. آنها به هيچ يك از اين اهداف دست نيافتند. اگر چه طرح امنيتي بغداد : واشنگتن به تصويب پارلمان عراق رسيد اما محتواي آن تمام آن چيزي نبود كه آمريكا به دنبال تحقق آن بود. ناكامي آمريكا، صهيونيست ها و ارتجاع عرب در لبنان عمقي بيشتر از عراق داشت. ورود مردم بيروت به صحنه و سركوب جريان وابسته به آمريكا در يك نيم روز، نه تنها مانع از آن شد كه دستگاه امنيتي و ارتباطاتي لبنان به دست عوامل آمريكا بيفتد، بلكه تمام نيروهاي سياسي لبنان را واداشت كه در اجلاس قطر به مدل مورد نظر جريان مقاومت براي تقسيم قدرت در اين كشور گردن نهند.

حلقه ديگر فعاليت هاي آمريكا تلاش براي وارد آوردن فشار جديدي بر ايران با توسعه تحريم ها از طريق يك قطعنامه ديگر شوراي امنيت بود. نيروهاي سياسي مخالف دولت نهم حتي افرادي كه داراي مسئوليت هاي مهمي در بخشي از نهادهاي نظام هم بودند، با اظهار نگراني از خطراتي مثل احتمال ماجراجويي نظامي صهيونيست هاي زخم خورده از شكست هاي لبنان و فلسطين و احتمال توسل نومحافظه كاران آمريكايي به چنين حماقتي به عنوان آخرين برگه هاي موفقيت احتمالي در طرح هاي منطقه اي، عملكرد دولت در زمينه ديپلماسي خاورميانه اي و هسته اي را زير سوال مي بردند. اين اظهارنظرها بدون توجه به اذعان مكرر غربي ها به امكان پذير نبودن موفقيت عمليات نظامي برضد ايران و نيز بي اثر بودن تحريم هاي اقتصادي صورت مي گرفت. دستگاه ديپلماسي كشور نه تنها به خواسته هاي غيرمنطقي آمريكا و اروپا براي تعليق غني سازي جواب منفي مي داد بلكه با جديت پيگير بررسي موارد نقض « ان پي تي » توسط كشورهايي مثل آمريكا ، انگليس و فرانسه بود. در بي ثمر بودن تلاش غربي ها همين بس كه در آستانه سفر خرداد ماه 1387 سولانا به تهران براي ارائه بسته پيشنهادي كشورهاي 1+5 وقتي انگليس حركت جديدي را براي مسدود كردن دارايي ها و فعاليت هاي بانك ملي و نيز تحريم صنايع نفت و گاز ايران انجام داد، اتحاديه اروپا سراسيمه اعلام كرد كه در اين اتحاديه با هيچ تحريم جديدي توافق نشده است. وضعيت به گونه اي بود كه بنيامين اليعاذر، وزير جنگ پيشين رژيم صهيونيستي گفت:« احساس مي كنم جهان غرب تسليم تحولات هسته اي ايران شده است و شركت هاي اروپايي شب و روز با ايران تجارت مي كنند.» ترديدي نيست كه تحريم ها در بخشي از قسمت ها باعث ايجاد زحمت براي جمهوري اسلامي شده بود ولي اين امر با توجه به نيرومندي روزافزون جمهوري اسلامي در زمينه هاي تكنولوژيك و ظرفيت هاي روابط اقتصادي وسيع ديگر هيچ گاه نمي توانست تأثير عمده اي در روند پيشرفت كشور داشته باشد.

در اين زمان ايران همزمان با اعزام نماينده اتحاديه اروپا به تهران، بسته پيشنهادي خود حاوي مسائلي فراتر از مسئله هسته اي را روي ميز قرارداده بود. اندكي بعد سولانا و نمايندگان كشورهاي 1+5 در ژنو به گفت وگو با دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي و هيئت ايران نشستند. حضور معاون وزير خارجه آمريكا در هيئت مذاكره كننده 1+5 كه اكنون حتي از شرط هميشگي تعليق غني سازي چشم پوشيده بود، در اين گفت وگوها كه بدون دادن هيچ گونه امتيازي از سوي ايران پايان يافت، سبب شده بود، برخي رسانه ها ايران را برنده مذاكرات ژنو بنا مند. گري سيك كارشناس برجسته شوراي امنيت ملي آمريكا اعتراف كرد كه ايران در موقعيت چانه زني خوبي قرار دارد و «ري تكيه» عضو شوراي روابط خارجي آمريكا گفت، ايران ممكن است رايس وچني را نيز به مذاكره بكشاند. يك نظرسنجي از سوي پايگاه «هوت اير» نيز نشان مي داد 78 درصد پاسخگويان آمريكايي ايران را برنده مناقشه هسته اي با آمريكا مي دانند. اما روزنامه هاي دوم خردادي مثل اعتماد ملي و مردم سالاري در گزينش تيترها به گونه اي عمل مي كردند كه ذهنيت شكست آمريكا در اين مذاكرات را از اذهان بزدايند و به جاي آن هشدارهاي بدون پشتوانه واقعي افرادي مثل وزيرخارجه آلمان را كه ايران را به تحريم هاي شديدتر تحريم مي كرد، بازتاب دهند. روزنامه اعتماد هم كه بيشتر نظرگاه هاي حاميان خاتمي را پشتيباني مي كرد بر پيشاني صفحه اول خود تيتر «پاسخ منفي تهران ، افزايش فشار غرب» را نشانده بود. در آن مقطع حتي راديو «دويچه وله» آلمان اعتراف داشت كه تحريم ها جنبه سمبوليك دارد و شركت هاي اروپايي حاضر نيستند در رقابت اقتصادي از رقباي آمريكايي و آسيايي عقب بمانند. در اين شرايط رهبر معظم انقلاب راه هرگونه دوگانگي موضع را با يك موضعگيري قاطع بستند. ايشان در بياني كه به نظر مي رسيد بيشتر جنبه ارائه رهنمود به مسئولان را دارد تصريح كردند: «موضع هسته اي رئيس جمهور مورد اجماع همه مسئولان است. روساي سه قوه و نمايندگان رهبري در شوراي عالي امنيت ملي با تدبير، تعهد و مسئوليت اين موضع را پيگيري مي كنند.»

به نظر مي رسد مخاطب سخنان آن ايام رهبر معظم انقلاب كه فرمودند:« اين تصور كه عقب نشيني و عدول از مواضع و حرف هاي صحيح باعث تغيير سياست استكبار خواهد شد تصوري كاملا غلط و بي اساس است ... ما مي دانيم چه مي كنيم و به كجا مي رسيم.» برخي از جريان هاي سياسي داخلي و حتي مسئولان برخي از نهادهاي نظام بودند. مدتي پس از بيان اين سخنان از سوي رهبر معظم انقلاب، آقاي حسن روحاني مدعي « از دست رفتن فرصت هاي طلايي در سياست خارجي » شد. اين اظهارات به فاصله سه هفته پس از ستايش بي سابقه رهبر معظم انقلاب از عملكردهاي دولت نهم در صحنه داخلي و خارجي بيان شده بود. از جمله ويژگي هاي اين دولت كه رهبر معظم انقلاب در هفته دولت سال 1387 بيان كردند، «خارج شدن از حالت انفعال، گرفتن روحيه تهاجمي مقابل زورگويان جهاني و پايداري در موضوع انرژي هسته اي» به عنوان يكي از مظاهر دفاع از هويت ملي بود . روزنامه هاي دوم خردادي اندكي پيش از بيان اين سخنان تيترهاي بزرگي از اظهارات آيت الله هاشمي رفسنجاني و با مضمون «پايان مدارا با دولت نهم » درج كردند. البته آقاي هاشمي رفسنجاني پس از بيانات رهبر معظم انقلاب گفت:« رهبر انقلاب با اظهارات حكيمانه شان كمك كردند در اوضاعي كه نياز به آرامش داريم كشور آرامش بيشتري بگيرد... شرايط موجود هوشياري زيادي را مي طلبد كه با در نظر گرفتن شرايط به جان هم افتادن سر مسائل جزئي و طرد كردن درست نيست.»

در اين ميان برخي از نيروهاي سياسي داراي سابقه مخالفت با آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين مقطع به گرايش انتقادي وي به صورت يك فرصت سياسي مي نگريستند. روزنامه كارگزاران در اوايل شهريور 1387 مقاله اي را از سيد محمدعلي ابطحي به چاپ رساند كه در آن نوشته بود:« خيلي از ماها در دوران اصلاحات به اين ظرفيت [نقش آقاي هاشمي رفسنجاني در خبرگان] و توان هاشمي و نه مسائل حاشيه اي وي توجه نكرده بوديم و نمي دانستيم كه او مي تواند بخش اصلي روحانيت و تأثيرگذاران را مخاطب قرار دهد.» بخشي از چشمداشت افرادي مثل ابطحي به آقاي هاشمي رفسنجاني به انتقاد او از ديپلماسي دولت نهم و تصور منزوي شدن جمهوري اسلامي در اثر اين ديپلماسي مربوط مي شد. رهبر معظم انقلاب در همان ايام وقتي ميزبان اعضاي مجلس خبرگان رهبري بودند، فرمودند:« در راه عمل به دستورات اسلام [به عنوان حلال مشكلات] نبايد نگران برخي القائات بود كه تلاش دارند بگويند كشور در اين مسير منزوي خواهد شد. زيرا منزوي شدن يا نشدن ارتباط نزديك با اقتدار كشور دارد.»

نتيجه تمام فضاسازي هاي داخلي و خارجي در آن مقطع تصويب يك قطعنامه جديد در شوراي امنيت بودكه جان بولتون نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل آن را «يك شكست جديد براي آمريكا» خواند. در اين قطعنامه كه بي بي سي از آن به عنوان «سندي فقط براي حفظ وجهه و بدون نكته جديد» ياد كرد، هيچ گونه مجازات تازه اي براي ايران در نظر گرفته نشده بود.

منبع:

http://www.basirat.ir/news.aspx?newsid=78729