بدي: جنبش سبز هم بي رهبر است هم بي عقل!
پيشقراول افراطي گري در حزب مشاركت، گردانندگان فتنه سبز را به خاطر افراطي گري و سردرگمي به باد انتقاد گرفت.
عباس عبدي از طراحان شعارهاي راديكال «عبور از قانون اساسي» و «خروج از حاكميت» كه در انتخابات در حلقه اصلي ستاد و مشاوران كروبي قرار داشت، درباره ريزش گسترده عقبه اجتماعي جريان فتنه و نمود بارز آن در روز 22 بهمن به دويچه وله گفت: جريان سبز بيش از آن كه مبتني بر برنامه و عقلانيت مشخصي باشد مبتني بر موج احساسات است، همه كساني كه در اوضاع دقت مي كردند متوجه بودند كه چنين شيوه هايي لزوماً منجر به نتيجه مطلوبي نخواهد شد اما به دلايلي يا نمي توانستند بگويند يا فكر كردند شايد اگر نگويند، بهتر باشد. فضاي استبدادي عملاً در جنبش بازتوليد شد. اگر كسي بخواهد كوچك ترين چيزي بگويد حتماً به صد اتهام منتسب و محكوم مي شود. يك مطالبه را اعلام مي كنند و وقتي به آن نمي رسند، سطح مطالبه شان را بالا مي برند. شعارهاي ابتداي حركت با انتهاي آن هيچ تناسبي با هم ندارند. من اين را به هيچ وجه قابل دفاع نمي دانم.
وي با بيان اينكه «بالا بردن مطالبات خود نشان مي دهد كه جنبشي وجود ندارد و شعارها بازيچه دست طرف مقابل شده» گفت: وقتي مطالبه تان را بالا مي بريد كلاً همه جا مي زنند. دو گروه عمده كنار مي روند يكي گروهي كه مي گويند خواسته ما اصلاً اين نبود. گروه ديگري هم مي گويند حتي اگر خواسته ما همين باشد، حاضر نيستيم از اين طريق دنبال مطالبات برويم. وقتي جنبش خياباني مي شود و رهبري كه كنترل كند و دستور بدهد، نداشته باشد، مانند كاميون پر از باري خواهد شد كه در سراشيبي مي خواهد دنده اش را خلاص كند، بنزين مصرف نكند، يا انرژي جاذبه زمين پايين بيايد. خب مقداري كه آمد، سرعتش به حدي مي رسد كه هيچ كس نمي تواند كنترلش كند.
عضو مستعفي حزب مشاركت اضافه كرد: كاري ندارد كه يك نفر در خارج بنشيند و هر چه مي خواهد بگويد. اما اگر قرار بود همان حرف را كسي بتواند در داخل بزند، ديگر اصلاً اين دعواها به وجود نمي آمد. منشأ كم و كم تر شدن مخالفان از 13 آبان شروع شد و بعد از عاشورا، شديدتر خود را نشان داد. يك جنبش ممكن است حتي مجبور شود مطالبه اش را كم كند تا نيروهاي حامي اش را بيشتر كند نه اينكه مرتب مطالبه اش را بيشتر كند و نيروهايش را كم كند. كساني كه در اين قضيه مسئوليت دارند بايد پخته تر تصميم مي گرفتند.
عبدي درباره علت سرخوردگي و بن بست افراطيون گفت: من با آمدن به خيابان حركتي كه روي صندلي آن كنترلي نباشد، صددرصد مخالفم. به همين دليل هم از ابتدا با آمدن به خيابان مخالف بودم. كجاي عالم نداشتن رهبر، نقطه قوت يك جنبش است؟ اين بازي مسخره اي بود كه عده اي شروع كردند براي اينكه بگويند رهبري نداريم. خب حالا اين هم نقطه قوتش! يعني چي كه هر كس رهبر خودش است؟ من نمي فهمم يعني چه.
وي درباره توصيه جديد به جنبش سبز و سران آن همچنين گفت: من با بنيان هاي جنبش سبز هميشه اشكال هايي داشتم و معتقد بودم چنين سياست هايي در ايران جواب نمي دهد و نمي تواند جلو برود، كه متاسفانه اوضاع عوض شده است. من هيچ توصيه اي براي جنبش سبز ندارم. حالا اگر قرار بر توصيه باشد آنها بايد توپ را توي زمين حكومت بيندازند و حكومت را به جايي برسانند كه سياست هاي خود را تغيير بدهد.
منبع:کیهان