"نخ نماي حقوق بشر! "
روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با عنوان "نخ نماي حقوق بشر! " به قلم حسام الدين برومند آورده است: بدون ترديد آيندگان از تمامي ماه هاي گذشته سال جاري به عنوان فصل هوشياري و پايداري ملت ايران ياد خواهند كرد. ملتي كه طي سه دهه گذشته علي رغم كارشكني هاي دشمنان و جريان استكبار توانسته بود از گذرگاه هاي پرپيچ و خم و صعب العبور به سلامت عبور كند يكبار ديگر توطئه هاي پيچيده و تودرتوي دشمنان را به خوبي تشخيص داد و نقشه هاي شيطاني آنها را نقش برآب كرد.
هر چند در وقايع و حوادث ماه هاي گذشته، دشمنان بيروني و فريب خوردگان داخلي با لطايف الحيل و ساز و كاري متفاوت و شمايلي بزك كرده فتنه اي را به راه انداختند تا خروجي آن بنابر برداشت و محاسبه مادي گرايانه آنها تضعيف ساختار نظام جمهوري اسلامي باشد اما تودهني محكم و ضرب شصت سنگين مردم در 22 بهمن نشان داد كه دشمنان نه تنها از مجموعه تحركات و تكاپوها و ترفندهاي خود طرفي نبسته اند بلكه خود عاملي براي انسجام و ايستادگي هرچه بيشتر ملت ايران شده اند و از سوي ديگر در فتنه اخير چهره منافقانه جرياني كه مو به مو فرمول هاي دشمنان بيروني را در داخل عملياتي مي كرد عيان شد و آنچه در پايان كار برجاماند پيروزي ملت ايران و شكست سهمگين دشمنان ملت و نظام اسلامي بود.
همچنانكه رهبر بصير و فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار پرشور مردم آذربايجان شرقي با ايشان تأكيد و تصريح فرمودند كه جمهوري اسلامي ايران امسال براي چند دهمين بار در مبارزه خود با مستبكرين پيروز شد و آنها شكست خوردند. جالب اينجاست كه برخي از رسانه هاي غربي و صهيونيستي- از جمله سي.ان.ان و الحيات - پس از حضور چند ده ميليوني آحاد ملت ايران در راهپيمايي 22 بهمن تأكيد كردند اين رفراندوم تاريخي ايرانيان نشان داد كه دشمنان و مخالفان نظام جمهوري اسلامي ايران طعم تلخ شكست را ناگزير چشيده اند.
افزون بر اين، سفر هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا به منطقه و تلاش براي احياي پروژه سوخته «ايران هراسي» صرفنظر از اهداف آن، اعتراف آشكار به اقتدار ايران اسلامي است، چرا كه اگر جمهوري اسلامي ايران تضعيف شده و اقتدار خود را از دست داده بود، ترساندن كشورهاي منطقه از ايران مفهوم و معنايي نداشت. و اما، شكست سخت و سنگين آمريكا و اروپا در مصاف اخير با جمهوري اسلامي ايران را نبايد پايان درگيري ايران اسلامي با نظام سلطه جهاني دانست، چرا كه تقابل اين دو اردوگاه از ماهيت طرفين درگير ريشه مي گيرد و مادام كه جمهوري اسلامي ايران بر اسلام ناب و ظلم ستيز تأكيد دارد و آمريكا از خوي استكباري خود دست بر نمي دارد، اين درگيري ادامه خواهد داشت و اكنون در پي شكست فتنه اخير بايد منتظر ترفند بعدي نظام سلطه جهاني بود.
رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم آذربايجان شرقي با تأكيد براينكه جمهوري اسلامي ايران از موضع خود كه سخن دل ملت ها و بسياري از دولت ها است كوتاه نخواهد آمد و به هيچ وجه از اين مخالفت ها و تهديدها نيز نمي هراسد فرمودند: «به صراحت اعلام مي كنيم ما با استكبار و نظام سلطه و تسلط چند كشور بر جهان مخالفيم و با آن مبارزه مي كنيم و نخواهيم گذاشت اين چند دولت با سرنوشت دنيا بازي كنند.»
بنابراين از يك طرف ايران اسلامي زورگويي ها و چپاولگري هاي جريان استكبار به سركردگي آمريكا را برنخواهد تافت و از طرف ديگر اين جريان افزون طلب و زيادت خواه كه منطقي جز غارت و چپاول و جنگ و خونريزي را به رسميت نمي شناسد تلاش خواهد كرد تا در برابر فرياد بلند عدالت خواهي نظام اسلامي در هر مقطعي ترفند و نيرنگ جديدي را به صحنه آورد.
از همين روي؛ هر چند مجموعه وقايع و اتفاقات اخير در ماه هاي گذشته اقتدار و صلابت ايران اسلامي را به نمايش گذاشت و 22 بهمن، 9 دي، 16 آذر، 13 آبان، روز قدس و... برگ هاي زريني را در كتاب قطور انقلاب اسلامي ثبت كرد و مردم ثابت كردند كه تحت هيچ شرايطي از آرمان ها و اصول انقلاب و نظام دست نخواهند كشيد اما اكنون بايد مراقب سوژه هاي بعدي بود.
دشمنان نظام جمهوري اسلامي به مانند تاجري ورشكسته به تقصير هستند كه تمام سرمايه و دارايي خود را به ميدان آوردند و از تمام اهرم هاي سياسي و رسانه اي خود استفاده كردند با اين اميد كه به منفعتي دست يابند ولي سرانجام كار هيچ سودي عايدشان نشده است و آنچه از ماه ها برنامه ريزي و طراحي و نقشه هاي كذايي و بذر فتنه درو كرده اند مصداق «هباء منشورا» است.
اكنون آمريكايي ها به دنبال اين هستند كه از طريق ترفند نخ نماشده ايران هراسي به اعمال تشديد تحريم ها عليه ايران بپردازند و اين در حالي است كه علاوه بر اينكه آنها نتوانسته اند و نمي توانند يك اجماع جهاني عليه ايران سروسامان دهند تجربه سه قطعنامه تحريمي بر ضد ايران نيز نشان داده است كه تحريم ها كارايي خود را از دست داده است. به طوري كه اكثر تحليلگران و كارشناسان و رسانه هاي مطرح غربي بر بي خاصيتي تحريم ها به صراحت و بي پرده اعتراف دارند كه ذكر اين موارد مثنوي هفتاد من كاغذ است.
در بحث برنامه هسته اي ايران نيز آنچه امروز افكار عمومي دنيا دريافته است و بسياري از دولت ها نيز بر آن صحه مي گذارند اين است كه بايد اين واقعيت را پذيرفت كه ايران يك كشور توانمند هسته اي است و تنها راه سخن گفتن با ايران هسته اي، گزينه تعامل و ديپلماسي است و ادبيات سخت و تحكم گونه با ايران راه به جايي نخواهد برد.
ظاهرا غرب به سركردگي آمريكا بازي تبليغاتي جديدي با عنوان «حقوق بشر» را در دستور كار كنوني خود دارد.
موضوع و چالشي كه چيز تازه اي نيست و محافل غربي همواره در سه دهه گذشته با ژست حاميان سرسخت حقوق بشر! اتهامات بي اساسي را به ايران نسبت داده اند و كوشيده اند از اين ماجرا به عنوان يك اهرم سياسي عليه ايران اسلامي استفاده كنند. كه از جمله مي توان به نشست هفته گذشته «گروه كاري حقوق بشر» در ژنو اشاره كرد كه در اين نشست كشورهاي غربي و آمريكا سعي كردند با پيش كشيدن اتهام نقض حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران و به دنبال آن مطرح كردن ادعاها و اتهامات واهي و پوچ، ايران اسلامي را محكوم نمايند اما با روشنگري هيئت ايراني در آن نشست بسياري از كشورها نسبت به بهره برداري سياسي آمريكا ازموضوع حقوقي و فني «حقوق بشر» واكنش نشان دادند و مخالفت خود را با نظر و منطق غرب اعلام كردند.
به طوري كه علي رغم جوسازي گسترده غربي ها و آمريكايي ها در اين نشست، نمايندگان كشورهاي اسلامي تلاش هاي ايران در زمينه ارتقا و تحكيم حقوق بشر را تمجيد و تحسين كردند.
آمريكا در شرايطي از گزينه حقوق بشر به عنوان يك اهرم سياسي عليه ايران اسلامي استفاده مي كند و آن را در دستور كار سياسي خود براي اعمال فشار بر ايران قرار مي دهد كه اعتراض شديد فعالان و سازمان هاي حقوق بشري به نقض پي درپي «حقوق بشر» در ايالات متحده از جمله چالش هاي اصلي دولت اوباما است.
وضعيت زندان هاي آمريكا بنا بر آمار نشريات آمريكايي - از جمله مجله آمريكايي هارپر - به نحوي است كه سوءرفتار، تجاوز جنسي و شرايط اسفبار بهداشتي اعتراض عمومي مردم آمريكا و بخصوص فعالان حقوق بشر را برانگيخته است و آمريكا كه بيشترين زنداني را در سراسر جهان دارد علاوه بر زندان هاي داخل در كشور خود نسبت به زندان هاي «گوانتانامو» و «ابوغريب» نيز در معرض اعتراض جدي افكار عمومي دنياست و علي رغم تمامي اين اعتراضات رئيس جمهور آمريكا كه اتفاقا جايزه صلح نوبل را نيز دريافت كرده است! هرگونه پيگرد درباره زندان هاي گوانتانامو و ابوغريب رامتوقف كرد و حتي صريحا اعلام كرد كه تخلف نيروهاي امنيتي - بخوانيد شكنجه گران - نبايد پيگيري شود.
علاوه بر همه اينها آمريكا علي رغم گزارش قاضي گلدستون - رئيس كميته حقيقت ياب سازمان ملل در مورد جنگ غزه - كه رژيم صهيونيستي را به ارتكاب كلكسيوني از جنايات جنگي و ضدبشري در غزه محكوم كرد متعهد شده است كه مانع از ارجاع گزارش گلدستون به شوراي امنيت شود و در صورت ناتواني اين گزارش را در شوراي امنيت وتو نمايد.
اكنون مقامات آمريكايي اگر در مخيله شان عقلي باشد بايد بدانند كه اولا استفاده از سوژه حقوق بشر عليه ايران به مانند استفاده از ترفندهايي كه در ماه هاي گذشته بكار بستند و از آن طرفي نبستند نه تنها منجر به تضعيف ايران نمي شود بلكه نظام اسلامي اين فرصت را پيدا خواهد كرد تا علاوه بر تشريح فعاليت هاي حقوق بشري خود، رويكرد تبعيض آميز و استفاده دوگانه از موضوع حقوق بشر توسط آمريكا را به چالش بكشاند و ثانيا همانطور كه با برگزاري اجلاس هاي متعدد بستر خيزش و خروش افكار عمومي دنيا را نسبت به جنايات سبعانه رژيم صهيونيستي فراهم نمود اين بار با پرچمداري حقوق بشر اسلامي، تابلوي تقلبي و دروغين حقوق بشر آمريكا را به زير كشد.