اين اظهارات در حالي است كه مهاجراني اسفند ماه سال گذشته ضمن سفر مخفيانه به آمريكا، در نشست لابي نومحافظه كار و صهيونيستي «انستيتو واشنگتن» (از طرفداران حمله به ايران) شركت و سخنراني كرد و همين امر باعث اعتراض گسترده حتي در ميان محافل ضد انقلابي شد. اين آقاي جديداً ضد آمريكايي شده، از جمله اولين حاميان سازش و رابطه با آمريكا در دولت سازندگي بود كه از موضع ضعف مقاله اي هم در روزنامه اطلاعات نوشت و باعث گستاخ تر شدن هيئت حاكمه وقت آمريكا شد. هم اكنون هم برخي عناصر جذب شده به سازمان سيا در آمريكا نظير سروش، گنجي و كديور، در حلقه لندن- كه مهاجراني با همراهي عناصر بدنامي چون فرخ نگهدار و حسين باستاني و... راه اندازي كرده- عضويت و همكاري دارند. ميدان دادن به پايگاه مطبوعاتي دشمن در روزگار اصلاحات از جمله ديگر سوابق سياه درج شده در كارنامه مهاجراني است، مطبوعاتي كه به نيابت از آمريكا و اسرائيل به دفاع مقدس، انقلاب، امام خميني و اسلام حمله كردند و اشغالگران عراق و افغانستان را ارتش آزاديبخشي كه در راه ايران است توصيف كردند و سرانجام ادعا كردند حق با آمريكاست كه اجازه نمي دهد ايران هسته اي شود چون ايران تقواي اتمي ندارد!

منبع:کیهان

اما درباره آزادي ديپلمات هاي ايراني ربوده شده در اربيل بايد گفت كه آمريكا از مدت ها قبل به شدت تحت فشار ايران و دولت عراق بود و هيچ سندي براي ادامه بازداشت آنان نداشت و اين زماني بود كه برخي نظاميان آمريكايي گرفتار تير غيب مي شدند. از سوي ديگر درباره حمايت از براندازي و تهديد به حمله اتمي بايد گفت اينها نشانه هاي استيصال دولت آمريكا مقابل ايران از يك سو و نياز اپوزيسيون ضد انقلاب به اعلام حمايت آمريكا در مقابل جمهوري اسلامي از سوي ديگر بود همچنان كه مطبوعات مختلف آمريكايي بارها اعلام كردند فعالان اپوزيسيون در ديدار مقامات آمريكايي اعلام مي كنند اكنون كه اغتشاش و درگيري در ايران در اوج است، ضرورت دارد قدرت هاي بزرگ به ويژه آمريكا حمايت خود را در راستاي تقويت روحيه اپوزيسيون علني كنند. در عين حال، معارضه جريان اپوزيسيون و نوپيوستگاني چون حلقه لندن به آمريكا در جريان آشوب ها كاملاً آشكار بود و هر دو سر اين طيف در براندازي جمهوري اسلامي اتفاق نظر داشتند. مگر اظهارات تند و بي قواره امثال سروش و گنجي و كديور - و شخص مهاجراني- در اوج آشوب ها از حافظه ها فراموش شده است. يعني اين حلقه هم آب به آسياب جمهوري اسلامي مي ريختند و مستخدمان نظام اسلامي بودند؟ يا اينكه بايد گفت آن روزها، توهم جبهه انقلاب را فرا گرفته بود! اگر غير از اين بود كه آقاي مهاجراني بلاهت نمي ورزيد و از پروژه احمقانه اسب تروا براي 22 بهمن و تمام كردن كار جمهوري اسلامي سخن نمي گفت تا لعنت ضدانقلاب را به جان بخرد. يعني او هم در زمره همان طيفي از معاندان بود كه دور آسياب جمهوري اسلامي گشتند و آسياب را چرخاندند؟! اين كه براي جناب بهاءالله خيلي بد است!