سايت ضدانقلابي خودنويس ضمن انتشار اين ملاقات و اظهارات رد و بدل شده، درباره اشاره موسوي به «منطقه خاكستري» و اينكه «بايد انعطاف داشته باشيم و روي شكل و شمايل تصلب پيدا نكنيم» نوشت: سخنان موسوي با سخنان آنها كه معتقد به شعار «جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد» هستند، تفاوت دارد. او به واسطه سابقه هنري اش مي گويد «نقاش هاي مدرن هنگام خلق اثر عمدتا دو رويكرد دارند؛ يك گروه آنچه را كه مشاهده كرده اند و يا تصور كرده اند متحقق مي سازند و به روي بوم مي آورند؛ و گروه ديگر، كار را شروع مي كنند و بدون تصوري از اثر نهايي به تدريج و بر روي بوم، نقاشي نهايي را سامان مي دهند و متولد مي كنند. آنچه در جنبش سبز در حال وقوع است را مي توان از نوع رويكرد و روش گروه دوم توصيف كرد.»


خودنويس در عين حال نوشت: «موسوي هر از چند گاهي صحبت هايي مي كند كه به آرامي همه دارند به آن عادت مي كنند! اگر در روزهاي اول اين بيانيه ها احساسات را برمي انگيخت شايد حالا ديگر چنين نباشد. در كل حرف هاي او بسيار شبيه به هم هستند. هيچ كدام از اين بيانيه ها نه ضمانت اجرايي دارند نه دردي را دوا مي كنند. فقط حرف است و حرف و ديگر هيچ! او فقط حرف مي زند و بيانيه مي دهد و سخنراني مي كند. آخر كار چه باقي مي ماند! موسوي، بيانيه و ديگر هيچ!» البته اين سايت يك خاصيت مهم بيانيه ها و اظهارات موسوي به ويژه اظهارنظر اخير را فراموش كرده و آن اينكه بالاخره توجيه آن همه نقاشي ها و مجسمه هاي درهم برهمي كه وي در طول سال ها رسم مي كرد يا مي ساخت، معلوم شد. يعني اينكه وقتي نمي تواني هنرمند نقاش يا مجسمه ساز قابلي باشي، كار خلاف رويه كن تا از اين طريق جلب توجه كني!


گفتني است يك هفته پيش عزت سحابي در مصاحبه با راديو زمانه اظهار داشته بود «ما الان به موسوي اعتقاد داريم در حالي كه در سال 87 مشكوك بوديم كه آيا از ايشان خواسته شده بيايد كه نظام از شر آقاي خاتمي خلاص بشود يا خير. و ايشان هم اوايل هميشه مي گفت من اصولگرا هستم اما به تدريج گفتارش تغيير كرد. البته ما هم تذكراتي داديم كه واقعا موثر واقع شد. آقاي موسوي اعتقادي به مرزبندي خودي و غيرخودي و با نهضت آزادي ندارد. من شواهدي دارم كه موسوي اين طور نيست. موسوي با ما در مورد تغيير قانون اساسي و مخالفت با اصل 110 موافق است... راستش اكنون زمان تحول نيست اما فكر مي كنم چاره اي نداريم غير اين كه گير بدهيم»!

منبع:کیهان