جريان دوم خرداد يا جبهه مدعي اصلاحات از مدتها قبل و به صورت زود هنگام وارد فعاليت‌هاي انتخاباتي براي انتخابات دهم رياست جمهوري گرديد. از همان ابتداء اين جريان چهار راهبرد زير را به عنوان راهبردهاي انتخابات مورد توجه قرار دارد.

1- جريان دوم خرداد بايد با تمام توان و با هدف پيروزي در انتخابات عمل نمايد.

2- جريان دوم خرداد براي پيروزي بايد به ائتلاف حداكثري رسيده و روي يك نفر اجماع داشته باشد.

3- جريان دوم خرداد بايد از هر امكاني براي ايجاد تفرقه در بين اصولگرايان بهره ببرد.

4- جريان دوم خرداد بايد با برجسته كردن مشكلات و سياه‌نمايي‌ها، دولت نهم را ناكارآمد و كشور را در مسير خطرناك توصيف كند.

از ميان چهار راهبرد فوق، تمامي طيف‌هاي دوم خرداد روي يك راهبرد به دليل بحث مصداقي طي ماههاي اخير اختلاف نظر داشته، لكن روي سه راهبرد ديگر به صورت مشترك و متفق‌القول فعال بوده و هر طيفي متناسب با توان خود اقداماتي را انجام مي‌دهد. در مورد راهبرد دوم، بخشهاي مختلف و طيف‌هاي گوناگون دوم خرداد همگي بر روي اصل راهبرد اجماع براي پيروزي اشتراك نظر داشته، لكن در ميان طيف‌هاي مختلف ديدگاههاي متفاوتي در مورد مصاديق وجود داشته و دارد. پس از ماه ها بحث، رايزني و ارزيابي آنچه اكنون در ميان دوم خردادي‌ها مشاهده مي‌شود، ورود چند كانديدا به صورت رسمي و غيررسمي به عرصه فعاليت‌هاي انتخاباتي است.

1- آقاي كروبي به عنوان كانديداي حزب اعتماد ملي اولين فردي بود كه كانديداتوري خود را اعلام و پس از آن رسماً فعاليت‌هاي انتخاباتي همراه با سفرهاي استاني و تشكيل ستادهاي انتخاباتي را آغاز كرده است.

2- آقاي خاتمي پس از يك دوره طولاني ترديد در آمدن و يا نيامدن و تصريح بر اينكه با وجود اعلام كانديداتوري كروبي، از بين من و موسوي يك نفر كانديدا خواهيم شد، در نهايت به صورت رسمي نامزدي خود براي انتخابات دهم را اعلام كرد.

3- ميرحسين موسوي نيز گرچه مانند كروبي و خاتمي زود اعلام كانديداتوري نكرد، لكن ايشان با تشكيل ستاد و كميته‌هاي انتخاباتي و طرح ديدگاههاي خود از طريق مصاحبه و راه‌اندازي چندين سايت مانند سايت «كلمه»، «نسيم 88» و «مرد راه»، عملاً فعاليت‌هاي انتخاباتي خود را آغاز كرده بود و در نهايت با صدور بيانيه اي در 20 اسفند مبني بر حضور قطعي در رقابت هاي انتخاباتي به اندک ترديدها پايان داد.

آنچه اكنون در ميان صاحب‌نظران مطرح است اينكه در نهايت جريان دوم خرداد بر اساس راهبرد اجماع بر روي يك نفر از ميان سه نفر (خاتمي،‌ موسوي و كروبي) به وحدت رسيده و با يك كانديدا وارد عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي با اصولگرايان مي‌شود يا اينكه اين جريان با سه كانديدا وارد عرصه خواهد شد. با فرض اجماع اين جريان حتي در دقيقه 90 بر روي يك نفر، آن نامزد اصلي و نهايي چه كسي خواهد بود؟

بديهي است كه آرايش انتخاباتي جريان دوم خرداد بر روي آرايش انتخاباتي جريان اصولگرا تأثيرگذار خواهد بود. در واقع اجماع دوم خردادي‌ها بر روي يك نفر، طيف‌هاي مختلف اصولگرا را براي رسيدن به اجماع بر روي كانديداي واحد ترغيب كرده و تكثر كانديداهاي دوم خرداد، مي‌تواند چندكانديدايي در اصولگرايان را به دنبال داشته باشد. بنابراين براي مجموعه اصولگرايان پاسخ به اين سؤال مهم است كه آنان در انتخابات دهم رياست جمهوري كه بايد با جريان دوم خرداد رقابت كنند، اين جريان با يك كانديدا وارد عرصه مي‌شود يا با چندكانديدا؟

در خصوص اين موضوع سه ديدگاه مطرح است.

ديدگاه اول؛ تشتت و اختلافات در دوم خرداد صوري است.

برخي معتقدند جريان دوم خرداد يك بحث در سطح رسانه‌ها دارد و اين همان چيزي است كه همگان مشاهده مي‌كنند كه حكايت از تشتت و اختلاف نظر و رقابت جدي دروني ميان آنان دارد و يك سطح پنهان و پشت صحنه كه دقيقاً مخالف چيزي است كه آشكار مي‌باشد. اين ديدگاه معتقد است جريان دوم خرداد بر اساس يك سناريوي از پيش طراحي شده و براي ايجاد سردرگمي در جريان رقيب چنين حركتي را آغاز كرده است. طرفداران اين ديدگاه معتقدند نامزد اصلي و نهايي در جبهه دوم خرداد يك نفر بيشتر نخواهد بود و به موقع اجماع روي آن فرد اعلام مي‌شود. بر اساس اين ديدگاه اعلام كانديدتوري مهدي كروبي، خاتمي و در نهايت ميرحسين و طرح رقابت‌هاي دروني ميان آنان تماماً نوعي سياست‌ورزي بوده كه دوم خردادي‌ها با هدف پيروزي بر اصولگرايان به آن روي آورده‌اند.

ديدگاه دوم؛ تشتت و اختلافات در دوم خرداد جدي و واقعي است.

در نقطه مقابل ديدگاه اول، عده‌اي با ا شاره به سوابق اختلافات ميان طيف‌هاي مختلف جريان مدعي اصلاحات كه ريشه آن به دوران حضور اين جريان در قدرت در بين سالهاي 1376 تا 1384 بر مي‌گردد، بر اين اعتقادند كه اين اختلافات جدي و ريشه‌دار است و نمي‌توان آن را صوري و ساختگي پنداشت. اين گروه اختلافات ميان آقاي كروبي و عناصري از حزب اعتماد ملي با سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت به عنوان حاميان اصلي آقاي خاتمي را بسيار جدي دانسته و معتقدند طرفين به راحتي حاضر به پذيرش يكديگر نيستند. اين گروه رقابت ميان كارگزاران و حلقه اول خاتمي شامل مجاهدين و مشاركت را نيز جدي ارزيابي مي‌كنند. در خصوص ميرحسين و رابطه ايشان با مجموعه دوم خرداد، اين گروه معتقد است كه حلقه اول خاتمي شامل مجاهدين و مشاركت، شخص ميرحسين را براي اهداف خود قابل اطمينان نمي‌دانند و متقابلاً ميرحسين نيز به اطرافيان خاتمي خوشبين نيست.

بنابراين بر اساس اين ديدگاه، دوم خردادي‌ها يك رقابت دروني در انتخابات دهم رياست جمهوري داشته و با چند كانديدا وارد عرصه انتخابات خواهند شد.

ديدگاه سوم؛ اختلافات دروني جبهه دوم خرداد مانع اجماع نخواهد بود.

در كنار دو ديدگاه مورد اشاره، ديدگاه سومي وجود دارد كه طرفداران اين ديدگاه معتقدند هر چند اختلافات و رقابت‌هاي دروني به صورت جدي در ميان دوم خردادي‌ها وجود دارد، لكن اين اختلافات در شرايط حساس و سرنوشت‌ساز براي مجموعه اين جريان قابل مديريت بوده و بر اساس منافع مشترك حل و فصل خواهد شد. طرفداران اين ديدگاه نه اختلافات را صوري دانسته و اين حركات را در چارچوب يك سناريو ارزيابي مي‌كنند و نه عمق اختلافات را آن گونه مي‌پندارند كه قابل حل نبوده و رقابت‌هاي دروني در جريان دوم خرداد را پايدار مي‌دانند. اين ديدگاه معتقد است كه اختلافات ميان حزب اعتماد ملي و حلقه اول خاتمي، بين موسوي و تيم وي با حلقه اول خاتمي و بين كارگزاران با حلقه اول خاتمي شامل مجاهدين و مشاركت جدي است، لكن آنان يك نفع مشترك دارند كه در نهايت بر اساس اين نفع مشترك با هم كنار مي‌آيند. نفع مشترك طيف‌هاي مختلف دوم خردادي، كنار زدن دولت نهم و به قدرت رساندن يك نفر از جريان مدعي اصلاحات است. البته ممكن است با توجه به شرايط در جريان اصولگرا، جريان دوم خرداد در آينده به اين نتيجه برسد كه تکثر آنان، تعدد كانديدا در جريان اصولگرا را به دنبال داشته و اين وضعيت در نهايت براي آنان بهتر بوده و چه بسا با اين آرايش انتخابات به مرحله دوم كشيده شود و در مرحله دوم وضعيت براي دوم خردادي‌ها بهتر باشد. از ميان سه ديدگاه مورد اشاره به نظر مي‌رسد ديدگاه سوم با واقعيت‌هاي صحنه سياسي كشور بيشتر انطباق داشته باشد و البته  احتمال توافق در جريان دوم خرداد بر روي يك نفر در نهايت بعيد به نظر نمي‌رسد.

منبع:بصیرت